/انتخابات/ ذكاوت سياستمدار

سياست پيچيده‌ترين بازي فكر بشر است. بازيگران اين ميدان با رقيباني از پيش شناخته شده روبه‌رو نيستند، بلكه موضع‌گيري سياستمد‌اران، رقبا و همگروهان او را تعيين مي‌كند. از اين روست كه برخي سياستمداران با وجود ثبات رأي در گذر زمان جايگاه خود را در مرزبندي‌هاي سياسي دستخوش تغيير مي‌يابند.
هاشمي رفسنجاني از جمله سياست‌مداراني است كه تجربه جابجايي در حيطه گروه‌بندي‌هاي سياسي را به دفعات تجربه كرده است. روزهايي بني‌‌صدر و گروهك رجوي، بهشتي و رفسنجاني را سردسته چماقداران خواندند و روزي ديگر رسانه‌هاي بيگانه پيروزي او در انتخابات را آغاز فصل آزادي‌هاي اجتماعي قلمداد كردند. در موسم ارتحال امام جناح اكثريت آن روز به پيشواز رياست‌جمهوري وي شتافت و پس از چند صباحي وزراي كابينه‌اش را با استيضاح تهديد كرد. در آستانه انتخابات مجلس چهارم، اقليت مجلس با شعار حمايت از هاشمي به قدرت رسيد و پس از آن يكدست كردن كابينه را مطالبه كرد. كارگزاران سازندگي با حمايت معنوي وي تشكل يافتند، اما در دولت اصلاحات طريقت سازندگي را با شعارهاي توسعه سياسي معامله كردند.
با اين همه هيچ يك از اين بهره‌برداري‌ها مانعي بر سر اقتدار سياستمدار كهنه‌كار نبود تا آنكه جماعتي از نوسياستمداران كه خيالات بزرگي در سر مي‌پروراندند، هجمه بر او را دستاويز قدر‌ت‌يابي خود قرار دادند. اين اولين باري بود كه گروهي از راه دشمني با هاشمي دولت مي‌يافتند و بر مجلس حكمران مي‌شدند.
هواداران هاشمي نيز در آن ايام چون لشكري شكست‌خورده كه ناكامي خود را در ناتواني سردمداران مي‌ديد دست در دامان او انداخته بودند.
از اين پس مرد جسور و شجاع انقلاب، عصاي خردمندي و حزم در دست گرفت و در حضور سياسي خود احتياط پيشه كرد. تا امروز نيز عاقبت‌انديشي سياستمدار پير انقلاب مانع از اعلام حضور مجدد شده است. او به فراست دريافته است كه هواداران امروز نگران از دست دادن موقعيت خويشند نه در فكر بزرگي «سردار سازندگي» و مخالفين نيز تنگ شدن چرخه قدرت و محدود شدن حلقه مديران به چهره‌هاي نسل اول را تهديدي براي رشد و شكوفايي جريان‌هاي نوگرا مي‌پندارند. از اين رو هاشمي بي‌توجه به تشويق‌‌ها و تهديدها سوداي منزلت خويش در خدمت به انقلاب را در سر مي‌پروراند و به نيكي مي‌داند مريدان و معاندان به راحتي با هم جابه‌جا مي‌شوند.

/ 0 نظر / 6 بازدید