محرم سراپرده قدس، فاطمه بنت‏اسد

از زنان نمونه تاريخ اسلام است كه افتخارات فراواني در دوران زندگاني پربركتش به دست آورد. او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم است. زندگي او از جنبه‏هاي گوناگون درخور تأمل است زيرا فضيلتهايي كه خداوند به او بخشيد، بسيار گران ارج و بلند است كه به زنان پيش از او و پس از او بخشيده نشده است.
فاطمه بنت‏اسد مادر پرورشي و تربيتي پيامبر بزرگوار اسلام است.
اراده خداوند بر آن تعلق گرفت تا بنا به مصلحتهايي پيامبرش را از آغوش گرم پدر و مادر محروم بدارد. پس از عبدالمطلب، ابوطالب عهده‏دار سرپرستي برادرزاده‏اش مي‏شود. از اين پس فاطمه دوشادوش همسرش به تربيت محمد ـ ص ـ همت مي‏گمارد و از هيچ تلاشي براي فراهم كردن آسايش او دريغ نمي‏ورزد.
رسول گرامي اسلام همواره از مهرباني و توجه فاطمه نسبت به خود ياد مي‏فرمود و شخصيت آن بانوي بزرگوار را مي‏ستود. براي فاطمه همين بس كه پيامبر از او با عنوان «مادر» ياد مي‏كند: «او - فاطمه بنت‏اسد - پس از ابوطالب بهترين كس - از ميان بندگان خدا - بود كه از من مراقبت مي‏كرد. او پس از (درگذشت) مادرم، مادر ديگر من بود. ابوطالب نان فراهم مي‏كرد و ما را بر سر سفره گرد هم مي‏آورد. آنگاه اين زن چيزي از غذا را باقي مي‏گذاشت تا من دوباره بر سر سفره برگردم.»
راستي هنگامي كه ما اين حق را به حليمه - دايه پيامبر - مي‏دهيم كه به خاطر چند روز شيردادن پيامبر كه آن هم در مقابل مزد بود، به خود ببالد، طبيعي است كه حق قطعي فاطمه بنت‏اسد باشد كه به سبب خدمتگزاري و توجه به پيامبر ـ ص ـ بر خود مباهات كند.
فاطمه، در حدود بيست سال اين توفيق را داشت كه جاي خالي مادر را براي پيامبرپر كند كه اين امر كرامت بزرگي براي او به حساب مي‏آيد.
بسياري از مردم با مطالعه داستان حضرت مريم، شگفت‏زده مي‏شوند و از آن همه ارج و قربي كه او نزد خدا داشته، تعجب مي‏كنند، اما حادثه‏اي كه براي فاطمه بنت‏اسد اتفاق افتاد، به روشني بيانگر اين است كه جايگاه او در اين خصوص بسي برتر از جايگاه مريم است.
با كشفياتي كه علوم جديد بدان دست يافته‏اند مسأله بچه‏دار شدن دختر - بي‏آنكه شوهر داشته باشد - چندان بعيد يا محال نيست و از اين ديدگاه، ماجراي ولادت مسيح(ع) تفسيري غير اعجازي هم شايد داشته باشد.
اما جريان ولادت علي(ع) را هيچ توجيهي، جز معجزه انگاشتن آن، نمي‏زيبد. يكي از صحابه به نام «يزيدبن‏قنعب» ماجرا را چنين شرح مي‏دهد:
«من و عباس‏بن‏عبدالمطلب در ميان گروهي از بني‏عبدالعزي رو به روي خانه خدا نشسته بوديم. در آن حال ديديم فاطمه بنت‏اسد - كه علي(ع) را در شكم داشت - به جانب خانه كعبه مي‏آيد. معلوم شد درد زايمان دارد. مناجات او به گوش ما مي‏رسيد كه اين‏گونه خدايش را مي‏خواند: «پروردگارا: من به تو ايمان دارم و به پيامبران و كتابهاي آسماني‏اي كه از جانب تو آمده است. من سخن جدم ابراهيم را تصديق مي‏كنم، همان كسي كه بيت عتيق (خانه كعبه) را بنا نهاد. پس به حق كسي كه اين خانه را بنياد گذارد و به حق طفلي كه در شكم دارم، كار زادن را بر من آسان گردان.» آنگاه ديدم ديوار پشت خانه كعبه شكافته شد، فاطمه درون خانه رفت و از چشمهامان پنهان شد. ما به سوي همان قسمت ديوار شتافتيم و گمان كرديم كه ديوار به رويمان گشوده مي‏شود، ولي نشد. دانستيم كه اين كار خداست. روز چهارم فاطمه از خانه خدا بيرون آمد درحالي كه علي(ع) را در آغوش داشت.»
روايت اين سخن از سندهاي فراوان در دسترس است. اين فضيلت را خداوند نه به زنان پيش از او داده است و نه به زنان پس از او.
فاطمه بنت‏اسد در مقايسه خود با زنان برگزيده جهان و شرح ماجرا چنين مي‏گويد:
«خداوند مرا بر تمامي زنان پيش از من برتري داد. زيرا آسيه دختر مزاحم، خداي را در خلوت و در مكاني عبادت مي‏كرد كه خداي دوست ندارد در چنان جايي پرستش شود مگر به ناچاري و اضطرار.
مريم دختر عمران درخت خرماي خشكيده را تكان داد تا از آن،
رسول گرامي اسلام همواره از مهرباني و توجه فاطمه نسبت به خود ياد مي‏فرمود و شخصيت آن بانوي بزرگوار را مي‏ستود.
رطب تازه بر او فرو ريزد ولي من وارد خانه خدا شدم و از ميوه‏هاي بهشتي خوردم. هنگامي كه خواستم بيرون آيم بانگي ندايم داد: اي فاطمه، او را «علي» نام بگذار، زيرا او والاست و خدايش والا و والاتر است. اسم او را از اسم خود برگرفتم. و به شيوه خويش او را فرهيختم و بر رازهاي پيچيده علم خود آگاهش گردانيدم. او كسي است كه بتها را در خانه‏ام درهم مي‏شكند. او كسي است كه بر بام خانه‏ام اذان را بانگ مي‏دهد و مرا تقديس و ستايش مي‏كند. خوشا به حال كسي كه دوستش بدارد و از او پيروي مي‏كند و بدا به حال كسي كه با او دشمني و از او سرپيچي كند».
مي‏دانيم كه مريم در داخل خانه خدا (مسجدالاقصي) زندگي مي‏كرد اما خداوند شايسته ندانست كه او در خانه‏اش وضع‏حمل كند، اما به فاطمه بنت‏اسد اجازه داده مي‏شود كه:
كرم‏نماي و فرودآ كه خانه، خانه توست.
به اين ترتيب كار داوري كردن بسيار آسان است و ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا.
مسلماني فاطمه بنت‏اسد
تمام مورخاني كه شرح حال و زندگي فاطمه بنت‏اسد را نوشته‏اند اشاره كرده‏اندكه‏اوپس‏ازخديجه‏اولين‏زني بود كه در مكه با پيامبر(ص) بيعت نمود.
ابن‏ابي‏الحديد مي‏نويسد: او يازدهمين كسي است كه به اسلام گرويد.
در اين‏جا لازم است از همسر بزرگوار اين بانو، - ابوطالب - كه از چهره‏هاي مظلوم تاريخ است يادي شود كه كينه‏توزان جاهل، پيشينه پايداري او را در ياري برادرزاده‏اش بنگرند و به شرك‏ورزي متهمش نكنند. چگونه ممكن است مشركي اين چنين سروده باشد:
ولقد علمتُ باَنَّ دينَ محمّدٍ
من خير اديان البريّةِ دينا
«هرآينه دانسته‏ام كه دين محمد،
بهترين ديني است كه براي بشريت آمده است.»
و يا اين بيت از قصيده مدحيه‏اي كه در ستايش برادرزاده‏اش مي‏گويد:
و ابيض يستسقي الغمام بوجهه
ثمال اليتامي عصمة للارامل
فاطمه، در حدود بيست سال اين توفيق را داشت كه جاي خالي مادر را براي پيامبر(ص) پر كند كه اين امر كرامت بزرگي براي او به حساب مي‏آيد.
تمام مورخاني كه شرح حال و زندگي فاطمه بنت‏اسد را نوشته‏اند اشاره كرده‏اند كه او پس از خديجه اولين زني بود كه در مكه با پيامبر(ص) بيعت نمود.
يعني: سپيدرويي كه مردم به بركت سيمايش طلب باران مي‏كنند. فريادرس يتيمان و پناه بيوه‏زنان است.
جدا از اين شواهد زنده مي‏پرسيم: چگونه امكان دارد پيامبر خدا(ص) به يك مشرك پناه برده و او را مدافع و تكيه‏گاه خود قرار دهد؟!
فاطمه بنت‏اسد، پس از مرگ ابوطالب همچنان همگام با انقلاب پيامبر(ص)، در صحنه‏هاي گوناگون حضور داشت.
پس از گذشت سه روز از مهاجرت پيامبر(ص) به مدينه، فاطمه بنت‏اسد به همراه دختر رسول خدا (فاطمه بنت‏رسول‏اللّه‏) و فاطمه بنت‏زبير، در سايه حمايت فرزندش علي(ع) به سوي مدينه كوچيد.
فاطمه بنت‏اسد، نخستين زني است كه در مدينه با پيامبر اسلام تجديد بيعت كرد.
چنان كه پيشتر گفتيم، فاطمه بنت‏اسد منزلت ويژه‏اي در نزد رسول گرامي اسلام داشت. روزي از قول پيامبر شنيد كه فرمود: انسانها در روز قيامت عريان محشور مي‏شوند. پس به پيامبر(ص) عرض كرد: واي از اين رسوايي! پيامبر بدو فرمود: من از خدا مي‏خواهم تا تو را پوشيده برانگيزد.
جريان ولادت علي(ع) را هيچ توجيهي، جز معجزه
انگاشتن آن، نمي‏زيبد.
فاطمه بنت‏اسد، پس از مرگ ابوطالب همچنان همگام با انقلاب پيامبر(ص)، در صحنه‏هاي گوناگون حضور داشت.
باز زماني‏كه‏ازپيامبر(ص)شنيدكه‏ازعذاب‏قبر سخن مي‏فرمود، گفت: واي از ناتواني! پيامبر فرمود: از خدا مي‏خواهم تا عذاب قبر را بر تو آسان كند.
رسول خدا(ص) روزي به عمار ياسر از مهربانيهاي فاطمه بنت‏اسد نسبت به خويش چنين فرمود: ... او از ابوطالب پسران زيادي داشت كه فايده ايشان زياد و فايده ما اندك بود اما او مرا سير مي‏كرد و آنان را گرسنگي مي‏چشاند. مرا مي‏پوشانيد و آنان را عريان مي‏داشت. مرا آراسته و مرتب مي‏كرد و با آنان نه چنين.
پيامبر(ص) پيوسته از فاطمه بنت‏اسد ديدار و در خانه‏اش استراحت مي‏كرد و فراوان به او احترام مي‏گذاشت.
فاطمه‏ازراويان‏حديث نبوي است كه 46 حديث از پيامبر نقل كرده است.
اميرالمؤمنين علي(ع) فرمود: هنگامي كه مادرم از دنيا رفت، رسول خدا او را در پيراهن خود كفن كرد و بر او نماز گزارد و بر او هفتاد مرتبه تكبير گفت. آنگاه وارد قبر شد و بر در و ديوار و اطراف قبر دست مي‏كشيد؛ گويي مي‏خواست قبر را فراختر و آماده كند. سپس از قبر خارج شد و درحالي كه به شدت مي‏گريست‏به قبر سفارش كرد تا بر مادرم سخت نگيرد. وقتي از كار خاك‏سپاري فارغ شدورفت،عمربن‏خطاب‏ازآن جناب پرسيد: اي رسول خدا! ديدم شما درباره اين زن طوري رفتار كرديد كه پيش از اين سابقه نداشت. پيامبر فرمود: اي عمر! اين زن، پس از مادرم - كه مرا زاييد - مادر ديگر من بود. جبرييل از سوي خداوند برايم خبر آورده كه او اهل بهشت است و خداي تعالي هفتاد هزار فرشته را مأمور كرد تا بر جنازه‏اش نماز بگزارند.

/ 0 نظر / 15 بازدید