گفت‌وگوي اينترنتي با مقتدي صدر / 1

يك سايت اينترنتي عراقي كه گويا توسط روزنامه‌نگاران نزديك به نيروهاي آمريكا اداره مي‌شود، به تازگي مصاحبه‌اي اينترنتي با مقتدي صدر ـ روحاني عراقي ـ ترتيب داده و صدر نيز به آنها پاسخ گفته است.

سؤالات اين گفت‌وگو بيشتر با هدف محكومت كردن وي مطرح شده، اما مقتدي صدر نيز به توجيه اتهامات وارده بر خود پرداخته است.

سؤال: شما دقيقا چند سال داريد؟

صدر: در آغاز سال 1974، برابر با 20 ذيحجه 1393 هجري قمري به دنيا آمدم.

سؤال: گفته مي‌شود كه شما در تحصيلات حوزوي، پس از دوره مقدماتي، بدون گذراندن دوره سطح به تحصيلات درس خارج مشغول شديد؟

صدر: من از 14 سالگي تحصيلات حوزوي را آغاز كردم، بنابراين تاكنون 16 سال است كه مشغول تحصيل هستم. فكر مي‌ كنم شما هم مي‌دانيد كه گذراندن دوره‌هاي مقدمات، سطح و سطوح عالي، زماني كمتر از آنچه كه گفتم، طول مي‌كشد.

سؤال: مرجع تقليد شما چه كسي است و در زمينه مسائل روز از چه كسي تقليد مي‌كنيد، همچنين حجت شرعي شما درباره تقليد از اين دو مرجع چيست؟

صدر: مرجع تقليد من، شهيد صدر(ره) و است. درباره مسائل روز نيز از آيت‌الله حائري ـ‌ دام‌ظله ـ تقليد مي‌كنم. درباره حجت شرعي و اينكه چگونه به اين نتيجه رسيده‌ام كه درباره مسائل شرعي و مسائل روز از اين مراجع تقليد كنم، هرچند در اين فرصت كوتاه نمي‌توان به تفصيل آن پرداخت، با استعانت به خدا مي‌گويم، مكتب شهيد صدر اول، بزرگ‌ترين مكتب اصولي است كه در چند قرن اخير، ظهور پيدا كرده است. همچنين شكي نيست كه حاملان انديشه اين مكتب از ديگر علماي حوزه علميه، اعلم هستند و البته دو نفري كه نام آنان را ذكر كردم، برجسته‌ترين علماي اين مكتب هستند. براي يافتن ادله بيشتر در اين‌باره، مي‌توانيد به كتابي كه درباره «مرجعيت استناد» به تقليد از شهيد صدر نوشته شده است، مراجعه كنيد.

سؤال: شايع شده است كه شما پيش از سقوط رژيم صدام، حق رهبري شيخ يعقوبي بر «جريان صدر» را غصب كرده و جاي او را گرفته‌ايد. در اين‌باره چه توضيحي داريد؟ درباره اين اتهام كه شما پيش از سقوط رژيم صدام، باعث ايجاد شكاف در «جريان صدري» شده‌ايد، چه پاسخي داريد؟

صدر: شما در اين‌باره مي‌توانيد مستقيما از برادر گرانقدر شيخ يعقوبي بپرسيد، اگر ايشان ادعاي شما را تأييد كردند، آنگاه نوبت به پاسخ من خواهد رسيد.

سؤال: چرا شما در خلال جنگ عراق و نيز پس از سقوط رژيم سابق، براي مقابله با اشغال ائتلاف به عمليات نظامي اقدام نكرديد؟

صدر: روشن است كه براندازي رژيم سابق عراق، يكي از اهداف ائتلاف آمريكا، براي آغاز جنگ بود و اين آرزويي بود كه هيچ‌كس نمي‌تواند، شدت تعلق مردم عراق به آن را انكار كند. از سويي مردم عراق قادر به تحقق بخشيدن به اين آرزو نبودند، كما اينكه اين موضوع در انتفاضه ماه شعبان ثابت شد. بنابراين ما صلاح ديديم كه براي روشن شدن وضعيت عراق و ائتلاف آمريكا در اين كشور، منتظر بمانيم كه با توجه به اوضاع عراق، براي روشن شدن موضوع، تنها گذشت چند ماه كافي نبود. از سوي ديگر پيوستن مجموعه‌اي از احزاب ـ كه نمايندگي برخي اقشار ملت عراق را به عهده دارند ـ و نيز بقاياي رژيم سابق به يكديگر و مقاومت عليه اشغال، اوضاع عراق را پيچيده‌تر كرد، به گونه‌اي كه معلوم نبود اين مقاومت، نتيجه كار بقاياي رژيم صدام است يا گروه‌هاي مردمي ضداشغال. به هر حال امروز پس از گذشت چند ماه، براي هر فرد آگاه و دانايي مشخص شده كه اوضاع از چه قرار است. وانگهي آنچه كه ما عليه ائتلاف آمريكا انجام مي‌دهيم بسيار كمتر از آني است كه بتوان نام آن را مقاومت گذاشت. اگر ما حقيقتا مقاومت عليه ائتلاف را آغاز كنيم، به حول و قوه الهي، اثري از اشغال ائتلاف در عراق باقي نخواهد ماند.

سؤال:  با توجه به اينكه شما در راستاي عملكرد پدرتان، شهيد صدر ثاني ـ كه در زمان خود دادگاه تشكيل داد ـ دادگاه شرعي تشكيل داديد، آيا درباره حادثه ترور سيدعبدالمجيد خوئي، تحقيقاتي در آن انجام شده است؟ در اين صورت، بفرماييد كه نتيجه اين تحقيقات چه بوده است؟

صدر: عبدالمجيد خوئي، روز دهم آوريل گذشته ترور شد. مجريان اين عمليات نيز پس از گذشت مدتي كوتاه به وسيله شبه‌نظاميان وابسته به يكي از احزاب ـ كه كنترل نجف را به عهده داشت (به گمانم حزب جمهوري و يا چيزي شبيه به اين اسم) ـ دستگير شدند، اما اين افراد (قاتلان) دوباره ناپديد شدند. اين قاتلان افرادي وابسته به محافل ناشناخته داخل نجف بودند. از اين رو شناسايي آنان به نيرويي اطلاعاتي نياز داشت كه ما در آن زمان چنين نيرويي را در اختيار نداشتيم. حال كه شما اين پرسش را مطرح كرديد، بد نيست همين‌جا به اين موضوع كه برخي ما را به اين قتل متهم مي‌كنند، نيز اشاره‌اي داشته باشم.

سؤال من از كساني كه اين اتهام را مطرح مي‌كنند، اين است كه اگر ما و يا يكي از اعضاي دفتر ما، متهم به اين قتل بود، چرا اين مسأله نزديك به يك سال به تأخير افتاده است و حالا آن را مطرح مي‌كنند. از همين تأخير مشخص مي‌شود كه «كاسه‌اي زير نيم‌كاسه» است و قاتلان واقعي نيز نزد خود آنان هستند.

سؤال: با توجه به اينكه نيروهاي ائتلاف اعلام كرده‌اند، اگر شما تسليم قانون شويد، مسأله تمام‌شده تلقي خواهد شد، چرا شما با تسليم نشدنتان، مانع بررسي پرونده قتل خوئي مي‌شويد؟

صدر: من در پاسخ‌هايم، فرض را بر خلوص نيت و بي‌غرض بودن سؤال‌كننده و نيز ميل وي به كشف حقيقت مي‌گذارم، اما اغلب كساني كه درباره اين مسأله مطلب نوشتند، به دنبال كشف حقيقت نبودند، بلكه سعي بر اعمال فشار بر ما را داشتند. در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه:

1ـ حكم جلب من از سوي دستگاهي صادر شده كه اساسا اين مسأله به آن مربوط نمي‌شود، چرا كه همان‌طور كه در مناسبت‌هاي گوناگون اعلام كرده‌ام، تصميمات شوراي حكومتي براي ما الزام‌آور نيست.

2ـ حتي اگر ما شوراي حكومتي را نيز قانوني بدانيم، باز هم حكم جلب مذكور، به تأييد دادگاه ويژه تجديدنظر نرسيده و همچنين به دستگاه اجرايي خاص خود تحويل نشده است.

3ـ هم رييس هيأت قضايي و هم وزير دادگستري، از صدور چنين حكمي اظهار بي‌اطلاعي كرده‌اند و اين امري است كه غيرقانوني بودن اين حكم و يا دست‌كم وجود خلأ بزرگي را در سيستم قضايي ثابت مي‌كند و از همه مهم‌تر اينكه، موجبات شك و ترديد نسبت به اهداف پشت پرده از صدور حكم جلب بنده را فراهم مي‌آورد.

4ـ اين حكم از سوي قاضي‌اي صادر شده كه از سوي «الوظيفي» ـ كه فردي بعثي با درجه عضويت در شعبه حزب  بوده و مخالف با پاكسازي حكومت عراق از بعثي‌هاست ـ منصوب شده است. او عضويت خود در حزب بعث و همه اسناد جعلي‌اش در اين‌باره و نيز اطلاعاتي كه به موجب آن، قانونا نمي‌تواند به شغل خود ادامه دهد را از ديد شوراي حكومتي پنهان داشته است.

5ـ ما زماني به قانون احترام مي‌گذاريم كه مجريان آن بر اساس غرض‌ورزي و مسائل پشت‌پرده حكم صادر نكنند.

6ـ طبق قانون، در پرونده‌هاي جنايي، حكم جلب تا 45 روز قانوني و قابل پيگيري است و پس از گذشت اين مدت، از درجه اعتبار ساقط مي‌باشد اما  چرا اين حكم جلب جاودانه براي من، پس از گذشت 3 ماه، هنوز لغو نشده است؟

7ـ شرايط زمان اعلام اين حكم، مستقل بودن و تحت فشارهاي سياسي نبودن آن را زير سؤال مي‌برد.

سؤال: آقاي صدر، شما به هنگام تأسيس «جيش‌المهدي»، اعلام كرديد كه اين سپاه به منزله پايگاهي براي حضرت مهدي(عج) است. پس چرا شما از اين سپاه براي دفاع از شخص خودتان و تسليم نشدن به وزارت كشور و سيستم قضايي عراق استفاده مي‌كنيد؟ نظر شما در اين‌باره كه گفته مي‌شود، اين سپاه را براي برقراري موازنه بين وضعيت سياسي خودتان و مجلس اعلا ـ كه سپاه بدر را دارد ـ تشكيل داده‌ايد، چيست؟

صدر: در رابطه با «جيش‌المهدي»؛ اولا اينكه فرض بر اين است كه اين سپاه براي حفاظت از عتبات عاليات عراق و نيز نگهداري حرمت حوزه علميه تأسيس شده است. كما اينكه اين سپاه در مناسبت‌هاي ماه شعبان، اربعين، رحلت پيامبر(ص) به وظيفه خود عمل كرد و با توفيق الهي، هيچ اتفاقي نيفتاد.

ثانيا، احتمالا شما خطبه چند ماه پيش من را نشنيده‌ايد كه در آن از اطرافيانم خواستم، مرا به حال خودم بگذارند. آمريكا نيز اين سخن امام حسين(ع) در شب عاشورا را بوق كرد كه «از تاريكي شب استفاده كنيد، برويد و مرا تنها بگذاريد». اما با اين حال اغلب افرادي كه دور من جمع بودند، ترجيح دادند كه بمانند و از كوفه و نجف دفاع كنند و مانع از ورود نيروهاي ائتلاف به اين شهرها شوند.

اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان، از شما مي‌پرسم كه با توجه به اوضاع نابسامان كشور و به ويژه اينكه ائتلاف آمريكا، مردم را در مقابل عمل انجام شده قرار مي‌دهد، سپس همان را بر مردم تحميل مي‌كند، چه اشكالي دارد كه براي ايجاد موازنه قوا، سازمان‌هايي تشكيل شود؟

وانگهي سپاه بدر به سازماني غيرنظامي به نام سازمان بدر تبديل شده، كما اينكه ما نيز پس از اين تحول، «جيش‌المهدي» را به سازماني غيرنظامي تبديل كرديم، بنابراين فرض شما اشتباه است.

سؤال: نظر شما درباره دمكراسي و همچنين اينكه درباره هر تصميمي بايد به آراي مردم مراجعه شود ـ حتي اگر مردم حكومتي لائيك را برگزينند ـ چيست؟ نظرتان درباره حكومت بر مردم از طريق صندوق‌هاي رأي و نه از طريق شبه‌نظاميان مسلح، چيست؟ چرا هنگامي كه دولت سايه را تشكيل داديد، دوباره پشيمان شديد؟ اگر در زمان اعلام تشكيل دولت سايه، به اين اصل معتقد بوديد كه تأييد و پشتوانه مردمي، تنها محكي است كه مي‌تواند، مشروعيت يك حكومت را مشخص كند، پس چه شد كه به يكباره رأي مردم را زير پا گذاشتيد و نظر خود را بر آنان تحميل كرديد؟ هنگامي كه آيت‌الله سيستاني، خواستار برگزاري انتخابات شد، چرا موضع شما در اين‌باره روشن نبود؟ حال آنكه هيأت علماي مسلمين، آشكارا با اين موضوع، مخالف بود، چرا؟

صدر: اگر معني دمكراسي، حكومت اكثريت بر مردم، بدون ضايع شدن حقوق اقليت‌هاست، در اين صورت ما از كساني بوديم كه پيش از صدور فتواهاي مراجع در اين‌باره، خواستار آن شديم. وانگهي زماني كه فتواي مراجع نيز در اين‌باره صادر شد، ما از آن حمايت كرديم و به همراه ديگر تظاهركنندگان خواستار اجراي آن شديم. ما بارها اعلام كرديم كه يك روز پس از برگزاري انتخابات آزاد و سالم در عراق، هيچ شبه‌نظامي مسلحي ـ كه وابسته به ما باشد ـ در اين كشور وجود نخواهد داشت. البته به شرط اينكه ديگر گروه‌ها نيز شبه‌نظامي نداشته باشند. در رابطه با دولت سايه نيز بايد بگويم، شرط ما موافقت عموم ملت عراق با آن بود، بنابراين هنگامي كه ما با تأييد و حمايت جزيي و اندك مردم روبرو شديم، به اين امر پايان داديم. درباره آخرين بخش سؤالتان نيز تصريح مي‌كنم كه اين مسأله از پايه، دروغ است.

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸۳