مصاحبه با مهدى نصيرى

در روايات در مورد قيام حضرت مهدى(عج) آمده است كه مركب ايشان و يارانش است و سلاحشان شمشير مى‏باشد. آيا با اسب و شمشير مى‏توان در مقابل جنگ‏افزارهاى نوين ايستاد؟

نصيرى:
اصولاً در مورد قيام و نهضت حضرت مهدى(عج) بايد بدانيم كه اين نهضت، هم در مقطع ظهور و هم در دوره تأسيسِ جامعه و تمدن مهدوى، در بسترى از معجزات الهى صورت مى‏گيرد و به همين دليل، يكى از القاب حضرت(عج)، «مَبْدأُ الآيات» است يعنى «مَظْهر و يا مُظْهِر معجزات الهى» (البته بخشى از آن هم، طبق روال و اسباب عادى خواهد بود). نگاهى به دهها روايتى كه در كتب معتبر ما در اين باب آمده است، بيانگر اين مسأله است. اصلاً «منصور بالرّعب و مُؤيّد بالظفر» يعنى همين. با اين وجود چه جاى استبعاد و انكار است كه حضرت با اسب و شمشير از عهده سلاحهاى مدرن برآيند.
در يكى از ادعيه‏اى كه سيد بن طاووس(ره) در كتاب جمال الاسبوع نقل مى‏كنند و محدث عاليقدر حاج شيخ عباس قمى هم در اواخر مفاتيح آورده‏اند، چنين مى‏گوييم: «خدايا از تو مى‏خواهيم كه به ولى و حجتت(عج) اجازه ظهور بدهى تا عدالتت را اجرا كند و از تو مى‏خواهيم كه هنگام ظهور، هر پايگاه و سنگرى از جور و كفر را درهم شكنى و هر سلاحى را كند كنى و از كار و خاصيت بياندازى». مثلاً در مورد رويارويى لشگر عظيم سفيانى با حضرت(عج)، در روايتى از امام باقر(ع) مى‏خوانيم كه: 

«در شام بانگ برآورده مى‏شود كه عرب حجاز (حضرت و يارانش) عليه سفيانى گرد آمده‏اند. سفيانى مى‏پرسد: آنها كى هستند و چه مى‏گويند؟ پاسخ مى‏دهند: آنها جز شتر و خرما چيزى ندارند و ما تا به دندان مسلح هستيم، ما را به سوى آنها بفرست؛ آنگاه سفيانى با لشگرى بالغ بر صد و هفتاد هزار نفر كه به انواع سلاحها مسلح هستند، خارج مى‏شوند. مهدى(عج) نيز با لشكريان خود به سوى او حركت مى‏كند. چون سفيانى به درياچه طبريه مى‏رسد، خشم خدا و مخلوقات خدا متوجه او مى‏شود، پرندگان با بالهاى خود لشگر او را مى‏زنند و كوهها سنگهاى خود را به سوى آنها فرو مى‏ريزند و فرشتگان با صداى خود بر آنها نهيب مى‏زنند، يك ساعت نمى‏گذرد مگر اين‏كه همه سپاه سفيانى هلاك مى‏شود و از سپاه سفيانى جز خود او حتى يك نفر هم نمى‏ماند. مهدى(عج) او را گرفته، در كنار درياچه طبريه، سر او را مى‏برد». (الزام الناصب/ ص‏201؛ منتخب الأثر/ ص‏183). هم‏چنين در احاديث آمده است كه حتى فرشتگان و جنّيان همراه با حضرت، وارد كارزار و جنگ مى‏شوند و فى‏المثل جنيانى كه در روز عاشورا از سيدالشهداء(ع) اجازه جنگ خواستند اما آن حضرت موافقت نكرد، در ركاب حضرت حجت(عج) خواهند جنگيد و مردم نيز آنها را خواهند ديد و با آنها گفت‏وگو خواهند كرد. (بنده تعداد زيادى از اين احاديث را در فصل ششم كتاب «اسلام و تجدد» با عنوان «امام زمان(عج) و تمدن جديد» ذكر كرده‏ام)

فراسو:
حديثى داريم كه مى‏گويد «خداوند مقدرات خود و امور را جز از راه اسباب و مجارى عادى آن، جريان نمى‏دهد»، آيا اين‏كه ظهور حضرت در بسترى از معجزات باشد، خلاف اين حديث نيست؟

نصيرى: بله، امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «أبى الله أن يُجرى الأشياءَ إلّا بأسبابها» اما بايد بدانيد كه اين، اگر چه يك قاعده و قانون الهى است و در طول تاريخ نيز چنين بوده است اما قاعده و قانونى غيرقابل استثناء نيست. در طول تاريخ، اين قاعده، بارها استثناء خورده است، مثل نوع حكومتى كه خداوند به حضرت سليمان(ع) اعطاء كرد كه همه چيز مسخر او بود و از آنها در امر حكومت‏دارى استفاده مى‏كرد. اساساً همه معجزات الهى، استثنايى از قانون فوق است. مثلاً چرا خداوند، دريا را براى موسى مى‏شكافد تا او و يارانش از دريا بگذرند و فرعون و يارانش در آن هلاك شوند؟ بنابراين فكر نكنيم كه حديث فوق در صدد بيان قانونى غيرقابل تبصره و استثناء است. اين قانون، در زمان ظهور حضرت و در دوران تأسيس جامعه و مدينه مهدوى(عج)، بيش از هر مقطع ديگر، نقض خواهد شد و اساساً قرار بر اين است كه خداوند با بالاترين قواها و قدرتها، زمين را تحت حاكميت حجتش(عج) قرار بدهد. البته باز تاكيد مى‏كنم كه بخشى از ماجرا هم طبق روال عادى خواهد بود. بالاخره جنگ هم رخ مى‏دهد و كسانى هم در ركاب حضرت به شهادت مى‏رسند.

فراسو: نحوه برخورد حضرت با تمدن و تكنولوژى موجود چگونه خواهد بود؟ اگر پاسخ نفى كامل باشد، آيا اين امر تدريجى صورت مى‏پذيرد يا دفعى؟

نصيرى: اگر نسبت بين اسلام و دنياى مدرن و تمدن جديد را تعارض كامل ببينيم (كه به نظر حقير، چنين است و به تفصيل در كتاب «اسلام و تجدد» ادله خود را بيان كرده‏ام) بالطبع حضرت به كلى آن را نفى خواهند كرد. ما باز از روايات متعدد چنين مى‏فهميم كه حضرت نه در دوران ظهور و نه در دوران تأسيس، از هيچ‏يك از سازوكارهاى تمدن جديد استفاده نخواهند كرد و تمدن آن حضرت، به هيچ رو، تداوم تمدن مدرن نخواهد بود. حضرت اين تمدن بحران‏زا را از بيخ‏وبن بر خواهند انداخت و تمدنى ديگر را پى‏ريزى خواهند كرد. البته ما در دوران حضرت در بنيانها و شاكله كلى، به تمدن سنتى ما قبل مدرن يعنى تمدن طبيعى و غيرماشينى، رجعت مى‏كنيم اما با اين تفاوت كه تمدن مهدوى(عج)، حاوى امكانات و توانمنديهاى ويژه و خارق‏العاده‏اى است كه از نوع توانمنديهاى تمدن تكنولوژيك مدرن نيست. مثلاً مؤمنان، قدرت طىّ‏الارض پيدا خواهند كرد و سرتاسر زمين را در لحظاتى كوتاه طى خواهند كرد. و اما اين‏كه نفى تمدن جديد، دفعى صورت مى‏گيرد يا تدريجى، از احاديث چنين به نظر مى‏رسد كه در دورانى كوتاه صورت خواهد گرفت. يعنى بخشى از آن در دوران جنگها و نبردهاى حضرت(عج) از بين خواهد رفت و با استقرار آرامش و آغاز دوران سازندگى، تمدن مهدوى(عج)، در مدتى اندك جايگزين آن خواهد شد.

فراسو: تمدن متعادل مهدوى(عج) بر چه زيربناهايى شكل مى‏گيرد؟

نصيرى: سؤال جالبى است. حضرت پس از ظهور و استقرار به آبادانى زمين مى‏پردازند و اين خود بدان معناست كه زمين قبل از ظهور ويران بوده است. در دعاى شريف عهد مى‏خوانيم: «و اعمر اللهمّ به بلادك و أَحْىِ به عبادك فانّك قلت و قولك الحقّ: ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس» بر اساس روايتى در تفسير آيه «ظهر الفساد...» اساساً زمين از آغاز غصب ولايت حضرت امير(ع) و غصب ولايت و خلافت ائمه معصومين(ع) رو به ويرانى در همه ابعاد نهاده است. يك جنبه از اين ويرانيها، ويرانى طبيعت و محيط زيست است كه با ظهور تمدن مدرن، بروز و ظهور پيدا كرد و اكنون ابعادى بسيار نگران‏كننده و زيانبار پيدا كرده است. حالا حضرت وقتى كه ظهور مى‏كنند چگونه اين همه ويرانى را ترميم مى‏كنند؟ آيا با ابزار و سازوكارهاى مدرن؟ نه! چرا كه اين سازوكارها براى آن‏كه مشكلى را حل كنند، گاه چند مشكل ديگر و يا مشكلى حادتر را ايجاد مى‏كنند. مى‏دانيد كه اخيراً گفته‏اند به جاى سوختهاى فسيلى مثل بنزين كه موجب گرم شدن كره زمين و تخريب لايه اُزن شده است، قرار است سوخت هيدروژنى جايگزين شود ولى آخرين بررسيها نشان مى‏دهد كه سوخت هيدروژنى، منجر به عارضه سرد شدن كره زمين خواهد شد و خود عواقب زيانبار ديگرى را در پى خواهد داشت. در اينجا نيز براساس امداد الهى و تلاش حضرت و مردم، زمين به حالت اوليه و طبيعى خود بر مى‏گردد و تباهيها اصلاح مى‏شوند.
در روايات آمده است كه آسمان با سخاوت خواهد باريد و زمين نيز با سخاوت محصول خواهد داد و هرگونه خرابى و تباهى از بين خواهد رفت و زمين آباد خواهد شد.


فراسو:
معمارى و شهرسازى در عصر حضرت به چه شكل خواهد بود؟ آيا اصولاً «شهر» به معناى نوين آن در عصر حضرت وجود خواهد داشت؟ حضرت با معماريهاى عصر نوين چه خواهند كرد؟

نصيرى: قطعاً ما شهرسازى و معمارى فاقد روح و آرامش و آكنده از شلوغى و دود و انواع آلودگيها و برجهاى سر به فلك كشيده را نخواهيم داشت و در اساس، بازگشت به معمارى ساده و با روح سنتى خواهد بود و از جمله نشانه‏هاى آخرالزمان هم ـ كه اغلب اين نشانه‏ها ماهيت منفى دارند ـ بلند مرتبه‏سازى و ساختمانهاى مرتفع است و لابد شنيده‏ايد كه يكى از اقدامات حضرت پس از ظهور، ويران كردن مناره‏هاى طويل مساجد و يا مساجدى است كه تزيين شده‏اند. چرا كه اين نوع مسجدسازى در سنت رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) نبوده است.

فراسو: آيا تشابهى بين نوع حكومت حضرت و اجزاى آن با مدلهاى حكومتى نوين وجود دارد؟ (به عنوان مثال آيا مواردى چون تعدد و تفكيك قوا، انتخابات و همه‏پرسى، پارلمان و... در حكومت ايشان به چشم مى‏خورد؟)


نصيرى:
قطعاً تشابهى وجود ندارد. بسيارى از اين مقولات، ابداع كفار است و اخذ آنها، تحت عنوان «تشبه به كفار» قرار خواهد گرفت كه ساحت حضرت(عج) مبرّاى از آن است. (البته اين كه ما امروز از باب برخى اضطرارها اجزايى از اين مدلها را پذيرفته‏ايم، بحث ديگرى است). شيوه حكومتى حضرت مانند شيوه حكومتى حضرت رسول(ص) و على(ع) خواهد بود، البته با تواناييها و امكاناتى خارق‏العاده كه ناشى از اعجاز و امدادهاى الهى است.

فراسو: حضرت براى تحقق عدالت در جامعه خود با نابرابريهاى اقتصادى، شكافهاى طبقاتى و... چه خواهند كرد؟

نصيرى: از جمله تحولات مهمى كه در دوران حضرت(عج) رخ مى‏دهد، اين است كه عقول مردم رشد كرده و يقين، متاعى است كه به وفور در بين مردم توزيع خواهد شد. جامعه اهل يقين، به‏طور طبيعى و خودجوش از بسيارى از گناهان و مفاسد عارى خواهد شد. اگرچه حضرت، با قدرت، حق مظلومان را از ظالمان خواهد گرفت اما در كنار آن، ديگر كسى در فكر ظلم به ديگران نخواهد افتاد. جامعه اهل يقين به دنبال رانت‏خوارى و حرام‏خوارى و حتى بخل و تكاثر نخواهد بود. در جامعه مهدوى(عج) كسانى مى‏خواهند اموالشان را انفاق كنند اما نه فقيرى يافت مى‏شود و نه كسى كه حاضر باشد بخششى را قبول كند. طلا و نقره در محلى عمومى تلنبار مى‏شود و كسى نيست كه به سراغ آنها برود. باطن زودگذر و فانى دنيا، به همه رخ مى‏نمايد و مردم لذتها و نعمتهاى موجود در آخرت را بر لذتهاى دنيوى ترجيح مى‏دهند. نه‏تنها انسانها اهل ظلم و تجاوز و تعدى نخواهند بود بلكه حيوانات موذى نيز طبيعتى عارى از آزار و اذيت پيدا مى‏كنند. گرگ و ميش در كنار هم مى‏چرند و كودكى، افعى را از سوراخش بيرون مى‏كشد و با او بازى مى‏كند، بدون آن‏كه گزندى متوجه او باشد.

فراسو: منظور از عبارت «يأتى بدين جديد» در مورد حضرت چيست؟ چه عالمانى در مقابل حضرت قد علم مى‏كنند و چرا؟ برخورد حضرت با آنان چگونه خواهد بود؟

نصيرى: ما در اين زمينه، دو دسته روايت داريم. يك دسته از روايات مى‏گويد: حضرت قدم جاى قدم حضرت رسول(ص) مى‏گذارند و ذره‏اى از سنت ايشان تخلف نمى‏كنند. حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد: إنّه متّبع لا مبتدع، مهدى(عج) تابع من است ونه نوآور و بدعت گزار. و دسته ديگر از روايات مى‏گويد كه حضرت با دين جديد مى‏آيند. جمع بين اين دو دسته از روايات اين است كه چون دين در دوران غيبت و به‏خصوص در آخرالزمان و آستانه ظهور، دچار تحريفها و نوآوريها و قرائتهاى گوناگون شده و از مبانى اصيل خود يعنى كتاب و عترت فاصله گرفته و پوستين وارونه بر تن آن پوشانده شده است، وقتى حضرت حجّت(عج) همان دين اصيل حضرت رسول(ص) را مطرح مى‏كنند، به‏عنوان دينى جديد جلوه مى‏كند و بسيارى نيز مى‏گويند دين جديد آورده است. و اما عالمانى كه در مقابل حضرت مى‏ايستند، از روايات فهميده مى‏شود كه آن دسته از عالمان و فقهايى هستند كه در آخرالزمان قائل به نقص و ناكارآمدى دين مى‏شوند و احكام و فتاوى جديد براى كامل كردن و كارآمد كردن آن ارائه مى‏دهند. مى‏دانيد كه هم اكنون كسانى هستند كه در مقابل نصوص صريح قرانى و روايى، اجتهاد مى‏كنند و معتقدند ديگر در دنياى جديد نمى‏توان احكام گذشته را پياده و حتى مطرح كرد، لذا بايد دست به اجتهادى جديد بزنيم. از جمله اين احكام، احكام مربوط به تفاوتهاى مردان و زنان در باب ارث و ديه و... است. و باز در حديث است كه آخرين مقاومتهاى سازمان‏يافته در مقابل حضرت را گروهى از همين دست فقها صورت مى‏دهند و طبعاً حضرت هم با قدرت با آنها برخورد خواهند كرد.

فراسو: تعدد فرق و مذاهب مختلف (توحيدى و غيرتوحيدى، الهى و بشرى و...) پس از ظهور حضرت و استقرار حكومت ايشان به چه شكل درخواهد آمد؟

نصيرى: آن دوران مصداق آيه «ليظهره على الدين كلّه و يكون الدين كلّه لله» مى‏باشد و از تعدد قرائتها و احزاب و جناحها و پلوراليسم سياسى و عقيدتى خبرى نيست. حاكميت حضرت(عج) مطلق خواهد بود و يك صدا بيشتر نخواهد بود كه آن صداى عدل و توحيد و اسلام است. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «با ظهور حضرت(عج)، همه اديان و مذاهب از بين مى‏روند و جز دين خالص باقى نمى‏ماند» و در روايتى ديگر مى‏فرمايد: «به خدا سوگند، ناهماهنگى و اختلاف بين اديان و مذاهب از بين مى‏رود و فقط يك دين باقى خواهد ماند، همانگونه كه خداوند مى‏فرمايد: «دين نزد خداوند اسلام است و بس.»

فراسو: حكومت ايشان چگونه با اختلاف و تعدد فرهنگها، قوميتها، زبانها و... برخورد خواهد داشت؟ (به عنوان مثال آيا زبان واحدى در سراسر حكومت ايشان رسميت مى‏يابد؟ و...)

نصيرى: تا آنجا كه اين اختلافها در تعارض با احكام اسلام و عدالت و معنويت نباشد و جزء اختلافها و تفاوتهاى طبيعى و مشروع باشد، على‌الاصول مانعى از وجود آنها نخواهد بود و اساساً اين تفاوتها و اختلافها براساس حكمت‏الهى ايجاد شده است (و جعلناكم قبائل و شعوباً لتعارفَوا). اگرچه در بعضى از امور به جهت سهولت و يا جهات ديگر، ممكن است يگانگى و يكدستى ايجاد شود. البته در باب تعدّد زبان و يا زبان واحد، الان حديثى در خاطرم نيست ولى بعيد نيست كه مردم زبانهاى متعدد را بفهمند و به راحتى با هم ارتباط بر قرار كنند.

فراسو: نحوه ارتباط حضرت با مردم و مردم با ايشان به چه شكل خواهد بود؟ رسانه‏ها در عصر مهدوى(عج) به چه شكل خواهند بود؟


نصيرى:
سهولت در ارتباط يكى از ويژگيهاى جامعه مهدوى(عج) است. اما نه از مقوله ارتباطات مدرن، امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «هرگاه قائم(عج) ما قيام كند، خداوند به گوشها و چشمهاى شيعيان ما قوه و نيرويى مى‏بخشد و در حالى كه بين آنها و قائم(عج)، نامه‏رسان و واسطه‏اى نيست، با شيعيان تكلم مى‏فرمايد و آنها مى‏شنوند و به آن حضرت مى‏نگرند، در حالى كه حضرت در مكان خود است.» عجيب اين است كه عده‏اى اين روايت را اشاره به راديو و تلويزيون و ماهواره و رسانه‏هاى جديد مى‏دانند، در حالى كه اولاً روايت سخن از تحقق اين امر همزمان با قيام حضرت مى‏گويد، در حالى كه ماهواره و تلويزيون قبل از ظهور محقق شده‏اند. و ثانياً به چشم و گوش شيعيان قوه و نيرويى داده مى‏شود كه چنين ارتباطى را برقرار مى‏كنند نه آن‏كه ابزار قدرتمندى واسطه اين ارتباط هستند. اگر مقصود، ماهواره و تلويزيون بود حضرت مى‏توانست بفرمايد وسايلى ايجاد خواهد شد كه با آن وسايل ارتباط برقرار مى‏شود.

فراسو: نظام تعليم و تربيت در عصر مهدوى(عج) چگونه خواهد بود؟ (شكل نظام، نوع علوم و...)

نصيرى: در اين زمينه، روايات خيلى جزيى توضيح نداده‏اند اما آن چه مسلم است اين است كه علوم حقيقى و نورانى و نه شبه علم و علوم مضر و سكولارِ مدرن به مردم عرضه خواهند شد. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «علم، بيست و هفت حرف است و تمام آنچه انبياى الهى آورنده آن بوده‏اند، تنها دو حرف از آن بوده و تا به امروز مردم بيش از دو حرف آن را نشناخته‏اند اما وقتى قائم(عج) ما قيام كند؛ بيست و پنج حرف ديگر را در ميان مردم منتشر خواهد كرد و دو حرف موجود را نيز به آن ضميمه خواهد نمود.» از اين حديث دو نكته مهم استفاده مى‏شود: 1ـ معلم همه علوم (چه علوم مادى و چه معنوى) انبيا بوده‏اند. 2ـ علوم مدرن كه در آخرالزمان و قبل از ظهور، ايجاد و گسترش مى‏يابند، از سوى امام صادق(ع) به رسميت شناخته نمى‏شوند، چرا كه اگر به رسميت شناخته مى‏شدند حضرت بايد مى‏فرمودند، چند حرف از علم هم در آخرالزمان و قبل از ظهور به وجود مى‏آيد و يا لااقل مى‏فرمودند: دو حرفى كه انبياء آورده‏اند، قبل از ظهور به شكوفايى مى‏رسند. اما مى‏بينيم كه اصلاً حضرت سخنى از علوم جديد به ميان نمى‏روند چرا كه به زعم ما در منطق ائمه معصومين(ع)، اين علوم از زمره علوم مطلوب و مشروع خارج هستند.

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸۳