جنازه ای به نام پژوهش

من را بگو كه هيچ وقت ياد نمي گيرم ساكت بنشينم. قصه جنازه زمين افتاده تحقيق در حوزه علميه قم هم از مقولات بي سرو صاحب در حوزه است.

برخي به اين جنازه لگد مي کوبند و مي گويند: يكى از مشكلات تحقيق در حوزه‏هاى علميه،  كارهاى تكرارى و موازي است كه وقت محققان را تلف مى‏كند، و چاره اين مشكل با تاسيس يك مركز «اطلاع‏رسانى‏» مي دانند.

برخي تحقيقات حوزوي را انتزاعي، غير کاربردي و ذهني مي دانند که هيچ مشکلي از مشاکل اجرايي فعلي را حل نمي کند.

برخي پژوهشهاي حوزوي را بي هدف و فاقد سياست گذاريهاي خرد و کلان مي خوانند و راه چاره را تاسيس ستاد يا مرکزي براي سياست گذاري در مراکز تحقيقي حوزوي مي دانند.

برخي تحقيقات حوزه ها را فاقد نظام و روش اما داراي عمق مي دانند و برخي بر خلاف آنها، معتقدند وضع تحقيق در حوزه ها در مقايسه با قرون گذشته به شدت  تنزل يافته و نسل محققان فعلي آزمون تاريخي بدي را پس مي دهند.

خلاصه اين جنازه روي زمين افتاده و هر که از کنار آن مي گذرد لگدي به آن مي زند يا سنگي. معلوم نيست چه کسي مي خواهد اين جنازه را جمع کند؟

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۳