آيا خاتمی و کروبی آخرين روحانيان رييس قوای مجريه و مقننه اند؟

مجلس

در روزهای اخير دو بحث در محافل سياسی مطرح شده است که هدفی واحد در پی دارند.

رهبری اصلاحات هم زمان با  استقبال از برگزيدن شخصيتی غير روحانی برای رياست مجلس هفتم و تلقی اين اقدام به عنوان گامی بلند به سوی عرفی شدن (گزارش تحليلی شماره ۱۶ اسفند شرق)، طرح انتخابات زودهنگام رياست‌جمهوري را پيش نهاد.

سازمان مجاهدين انقلاب، كارگزاران و مشاركت با اين استدلال که با آغاز به كار مجلس هفتم، ادامه فعاليت دولت فعلي با مشكلات احتمالی مواجه خواهد شد، اين عمليات روانی را به راه انداختند.

مغز متفکر اصلاحات با اين عمليات روانی قصد دارد ابتکار عمل را در اين مقطع زمانی در دست گيرد.  زيرا آنان ارزشی ها را با چالش عدم وجود نخبه روحانی در ميان منتخبان مجلس هفتم روبرو کرده اند. آنان بر اين باورند که در هر صورت نتيجه اقدام متقابل  جناح ارزشی به سودشان تمام می شود. در صورت برگزيدن فردی روحانی برای رياست مجلس آينده آنان مجلس را به ناکارآمدی متهم می کنند و پروژه ناکارآمد جلوه دادن  نظام، توسط آبادگران گامی به جلو می رود! و در صورت برگزيدن چهره ای غير روحانی برای رياست مجلس هفتم، پروژه کنار گذاشتن روحانيان از مناصب حکومتی به دست ارزشی ها کليد می خورد.  آن گونه که هاشمی رفسنجانی در دو دوره رياست جمهوری اش سنت هايی از اين دست را مرتکب شد و حوزه به خاطر اين که خود را وام دار او می دانست در برابر او سکوت کرد.

اما پرسش اين جا است که حوزه در اين وضع چه کند؟

به نظر می رسد فرصت يكساله مجلس آينده تا انتخابات رياست جمهوري، زمان مناسبي است كه حوزه علميه با نشان دادن قابليت‌هاي خود شانس موفقيت روحانيت را براي انتخابات آينده افزايش دهد و از ميان كانديداهاي مطرح ، يك روحانی جوان و خوش فکر را براي انتخابات آينده برگزيند.

باهنر و توكلي و عادل

 

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢