آسيب شناسی غيبت

اشاره: در طول تاريخ، سنت الهي همواره بر اين بوده كه براي مبارزه با ظلم و جور و حفظ جان وليّ و فرستاده خود در هر زمان زمينه‌هايي را براي غيبت اولياي خود فراهم ساخته است. اين غيبت‌ها آنچنان كه زمينه‌ساز آموزه‌ها و و بهره‌برداري‌هايي در جهت ارتقاي فكري ملل و نحل مختلف بوده، مشتمل بر آسيب‌هاي مختلفي نيز بوده است.
غيبت حضرت صاحب ـ عج ـ نيز از جمله اين سنت بزرگ الهي و از معتقدات شيعه است. آن چه در پی می آيد، بررسي اين پديده عظيم و مهم است:

ظرفيت‌هاي فرهنگ مهدويت

باور به ظهور مصلح بزرگ الهي و آسماني در آخرالزمان و اينكه ايشان جهان را پر از عدل و داد مي‌نمايد، همه اصول اعتقادي و مايه‌هاي معارف ديني را احيا مي‌کند. علاوه بر اعتقاد به وجود پاك شخص مهدي موعود ـ عج ـ ايمان به اتصال او به جهان‌هاي دور دست و غيب عالم وجود در جان انسان زنده مي‌شود و يادآور سلسله متصله امامت و رهبري امامان معصوم ـ ع ـ و خاتميت رشته عصمت بوسيله حضرت بقيه الله ـ ارواحنا فداه ـ است. البته رشته رهبري جامعه تا قيامت در سايه وجود امام زمان ـ عج ـ توسط فقها و علما ادامه دارد، اما اينكه امام معصومي بعد از ايشان باشد، اين طور نيست.
وجود مهدي ـ عج ـ روح عدل‌خواهي را در جان آدمي نهادينه مي‌كند، زيرا مهدي موعود ـ عج ـ، انساني است كه شاخص‌ترين خصوصيات او اين است كه «يملاء الله به الأرض» يا «يملاء الأرض قسطاً و عدلاً» و بنابراين در اينجا مفهوم عالي عدل كه روح حيات و زندگي جوامع است، احيا مي‌شود و ما داراي جامعه‌اي عدالت‌انديش و عدل‌گستر خواهيم شد.
بنابراين فرهنگ مهدويت زمينه‌ساز ايمان به همه اسرار غيب، مطالب عالم ملكوت، احياگر آرمان‌هاي والاي ديني و حافظ و نگهبان همه ارزش‌هاي الهي و معنوي است و دليل آن اينكه «يسير بسيره رسول الله» راه پيامبر را پيش مي‌گيرد. و «أين محي معالم الدين و اهله» احياي معالم و معارف و آثار ديني مي‌كند و دين را زنده مي‌نمايد و خلاصه در پرتو ايمان به مهدويت تمام احكام و معارف الهي در جان آدميان زنده مي‌شود و اين معناي بلند و پر ارجي است كه در فرازي از دعاي شريف آمده كه: «اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني» و معناي آن اين است كه عدم عرفان نسبت به حجت بالغه خدا ما را به بيراهه مي‌كشاند و آثار دين را در وجود انسان از بين مي‌برد. بنابراين ايمان به مهدويت سرچشمه ورود انسان در افق اعلاي معارف الهي و مقدسات دين و آشنايي با حقايق نوراني آسماني است و امروز كاملاً ملموس است كه آناني كه با فرهنگ مهدويت و انتظار، زندگي مي‌كنند، ده‌ها مفاهيم عاليه آسماني را با خود حمل مي‌كنند؛ غيب و شهود عالم را پذيرفته‌اند، اعجاز و خرق عادات را قبول دارند، امامت را از منظر عالي مي‌نگرند و به آينده جهان، نظر خوب و اميدوارانه دارند. در حالي كه ديگران در زير كابوس يأس و بدبيني از پاي در مي‌آيند. آنان معتقد به اين هستند كه مشيت الهي به اصلاح بشريت تعلق گرفته است و اينكه عدل مطلق در جهان تنفيذ گردد و اينكه آينده روزگار از اهل ايمان است.
آسيب شناسی غيبت

شيخ صدوق ـ ره ـ در اكمال‌الدين تصريح بر اين مطلب دارند كه نخستين غيبت از آنِ حضرت ادريس پيامبر است به طوري كه پيروان او سخت گرفتار شدند و ظالمانِ زمان، عده‌اي از آنان را كشتند و باقي را به فقر و ترس و وحشت مبتلا كردند. البته جريان غيبت ايشان بر اساس مقابله با ظلم و جور زمانه بوده است و بعد هم آن بزرگوار ظاهر شدند و زمينه قيام قائم بعد از خود يعني حضرت نوح ـ ع ـ را آماده ساختند.
در كتاب اكمال‌الدين از امام صادق ـ ع ـ روايت مي‌شود كه ايشان فرمودند: «ان صالحاً غاب عن قومه زماناً ...» صالح پيامبر يكي ديگر از انبيايي بود كه مدت زماني از نظر مردم غايب شد و از عبارت حضرت امام صادق ـ ع ـ استفاده مي‌شود كه اين غيبت طولاني بوده است، زيرا در ذيل اين روايت آمده كه «فلما رجع الي قومه لم يعرفوا بصورته ...» يعني وقتي حضرت صالح ـ ع ـ به سوي قوم خود بازگشت، مردم او را نشناختند و لذا گروهي او را انكار كردند، گروهي ترديد نمودند و گروهي هم ايمان آوردند.
حضرت ابراهيم ـ ع ـ نيز يكي از انبياي الهي است كه داراي غيبت‌هاي متعددي بوده است. اولين غيبت ايشان در رحم مادر بوده، كه خدا جنين را از طرف جلوي بدن مادر آن حضرت به پشت بدن ايشان منتقل كرد. غيبت بعدي حضرت ابراهيم ـ ع ـ بعد از ولادت ايشان و به دليل احساس خطر براي جان ايشان بوده است. غيبت‌هاي ديگري نيز براي انبياي ديگر وجود دارد، از جمله غيبت حضرت يوسف ـ ع ـ به مدت بيست سال و غيبت حضرت موسي ـ ع ـ .
در مورد بخش بعدي سؤال، يعني آسيب‌هاي اين غيبت‌ها بايد بگويم از جمله اين آسيب‌ها وقوع فتنه‌ها و آشوب‌ها و فرصت‌طلبي‌هاست مانند سامري كه در غيبت چهل روزه حضرت موسي ـ ع ـ و رفتن به كوه طور مردم را به فساد كشيد و عده‌اي را گمراه كرد و به گوساله‌پرستي سوق داد و ما امروز در غيبت حضرت ولي‌ عصر ـ عج ـ دچار اين ماجرا مي‌باشيم و روايات فراواني هم اين مشكل را يادآوري كرده‌اند و با كمال تأسف اين آسيب‌ها در غيبت حضرت ولي‌ عصر ـ عج ـ بسيار فراوان است. مانند درست شدن مهدي‌هاي دروغين، نواب دروغين، كساني كه خود را به امام مهدي ـ ع ـ منتسب مي‌دانند.
و اما آموزه‌هاي اين پديده: از جمله آنها مي‌توان از افزايش تلاش در راه نيل به كمال و تحقق بخشيدن به آرمان‌هاي آن پيشواي غايب الهي و احساس مسئوليت بيشتر و تعهد افزون‌تر براي حفظ ايده‌ها و اهداف آن ولي آسماني سخن گفت. گويي انسان‌هاي شريف احساس مي‌كنند كه با نبود وليّ خدا و غيبت او رسالت الهي نبايد روي زمين معطل بماند، بلكه بايد اين پرچم را برافراشت و احكام الهي را احيا كرد.
آموزه ديگر اينكه انسان‌ها در اين ميان ورزيده‌تر مي‌شوند زيرا با سختي‌ها و شدايد روزگار مواجه مي‌شوند و دست و پنجه نرم مي‌كنند و نيز غيبت وليّ برگزيده خدا مهمترين صحنه آزمايش و امتحان اشخاص است و انسان‌هاي قوي‌الايمان از افراد ضعيف و سست اراده متمايز مي‌گردند.
ناز پروده تنعم نبرد راه به دوست عاشقي شيوه رندان بلاكش باشد
بدل سازی در دوران غيبت

طوائف و جوامع اهل ملل كه مليتي دارند و داراي اعتقادات ديني و مذهبي هستند، در انتظار يك انسان برتر و مصلح و فريادرسي هستند. بنابراين يهود و نصاري در كلي اين مطلب با شيعه هم عقيده است.
اكنون اين عقيده در زمينه‌سازي براي ظهور امام زمان ـ عج ـ داراي تأثيرات زيادي است و از آثار آن اين است كه آنان نيز مانند مسلمانان و شيعيان در انتظارند و به دنبال مصلح و منجي خود مي‌گردند، هرچند به مقتضاي عقايد خاصه خود آن مصلح و منجي را شخصي غير از بقيه الله ـ عج ـ بدانند اما اين از امر به خاطر خطاي در تطبيق است. آنها اسمي را ذكر مي‌كنند غير از مهدي منتظر و چهره‌اي را براي خود ترسيم مي‌كنند كه از مهدي موعود ـ ارواحنا فداه ـ است، ولي اسامي و تصوير‌هاي ذهني آلات و ابزار و معرفات هستند و نقش علامات را ايفا مي‌كنند و نظر تمامي آنها روي ذات مقدسي است كه به حقيقت مصلح است و صلاح و اصلاح و نجات‌بخشي قائم به اوست، يعني حضرت ولي‌عصر و ناموس دهر امام زمان ـ ارواحنا له الفداه ـ . با اين بيان نه تنها مسلمانان‌اند كه جوياي مهدي موعودند و به او استغاثه مي‌كنند و با تمام وجود او را مي‌خواهند و دل به او مي‌دهند، بلكه همه جوامع و از جمله يهود و نصاري با تمام وجود، او را صدا مي‌زنند. بنابراين عالمي به دنبال روز ظهور مهدي موعود و در انتظار اويند و مصالح الهي اقتضا مي‌كند كه خداوند ‌خواسته عمومي را بپذيرد و رحمت و رأفت حضرت ولي‌عصر ـ عج ـ ايجاب مي‌كند كه اين درخواست عمومي و همگاني را ناديده و ناشنيده نگيرد و اجابت كند.
بعلاوه، همواره عرضه‌ها تابع تقاضاهاست و چنين تقاضاي عام و شاملي كه از دل هر فرد مسلمان و هر شخص معتقد به مبدأ و معاد، هر چند كه يهود و نصاري باشد، بر مي‌خيزد و به طور طبيعي مقتضي ظهور است.
حال اينكه تعامل با اين ديدگاه‌ها و باورها چگونه است، به نظر مي‌رسد كه در بخشي از اين ديدگاه‌ها و باورها زمينه تعامل مساعد است، مثلاً راجع به مسيحيتي كه اعتقاد دارند حضرت عيسي ـ ع ـ در آخرالزمان ظهور مي‌كند، ما مي‌توانيم با مطرح كردن روايات بسياري كه در زمينه آمدن عيسي ـ ع ـ در آخرالزمان به همراه حضرت مهدي موعود ـ ع ـ وارد شده و بيانگر صميميت بين آن دو بزرگوار و در آخر اقتدا كردن حضرت مسيح ـ ع ـ به وجود پاك مهدي موعود ـ ارواحنا له الفداه ـ مي‌باشد، آنان را به خود نزديك كنيم و ايجاد تفاهم بنماييم و با ارائه اعتقاد خودمان به آمدن حضرت مسيح ـ ع ـ و همياري او با امام زمان ـ ع ـ فاصله‌ها را از ميان برداريم و حداقل حساسيت‌ها را كم كنيم و آنان را با حضرت ولي‌عصر ـ عجل الله فرجه ـ آشنا سازيم و با اين زمينه مساعد و برداشتن فواصل، مي‌توان تبليغات ظهور مهدي منتظر را به كشورهاي مسيحي نيز سرايت داد و موضوع مهدويت را تثبيت كرد و مقبول جوامع ديگر ساخت.
البته اين تعامل در مورد بعضي از ارباب ملل مشكل و دشوار است، زيرا آنگاه كه آرمان يهود تسخير جهان براي خود باشد و اعتقاد داشته باشد كه يهود بالاخره مالك جهان هستي خواهد شد، راه تعامل و تفاهمي باقي نمي‌ماند بويژه با روشي كه صهيونيست‌ها از يهود دارند كه با قتل‌هاي دسته جمعي و شكنجه‌هاي ناگفتني و جانكاه مي‌خواهند به اصطلاح خود به مالكيت جهاني يهود دست بيابند و خلاصه اينكه آنان، آينده جهان را براي جامعه يهود مي‌دانند و براي رسيدن به اين هدف از هيچ گونه اقدام و قتل و غارت و حتي كشتن كودكان بي‌گناه هم چشم‌پوشي نمي‌كنند و به حسب ظاهر تعامل با آنها آسان به نظر نمي‌آيد.

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ،۱۳۸۳