مانيفست جديد القاعده (۲)

در بخش دوم نامه ابومصعب زرقاوي به رهبران «القاعده»، اين گروه درباره شرايط داخلي جهان اسلام، بويژه وضعيت داخلي عراق، ترسيم شده است.
وي، توده‌هاي اهل سنت را به ساده لوحان و غافلاني تشبيه كرده است كه بر سر سفره لئيمان نشسته‌اند.
«القاعده» همچنين با تشبيه علماي اهل سنت به مواد مخدر، پوشش كاذب علما را مانع حركت مردم به سوي جهاد و نبرد مي‌داند.بن لادن
ابومصعب در بخش ديگري از نامه خود، گروه‌هاي اصلاحي ديگر اهل سنت، چون «اخوان‌المسلين» را به تجارت با خون شهيدان، فرافكني و جوسازي متهم كرده‌است.
در نگاه زرقاوي، تنها گروه شايسته در ميان اهل سنت، كساني هستند كه به درگيري مسلحانه و همراهي با «القاعده» روي آورده‌اند، وي با توصيف دقيق شرايط اين گروه، چشم‌انداز روشني از وضعيت فعلي و آينده اينان ترسيم كرده است.
عضو برجسته «القاعده» در ادامه با تشريح مشكلات اين شبكه، حضور نظامي آمريكا در عراق را هديه‌اي الهي و بهترين فرصت برشمرده است و از 250 عمليات بزرگ اين شبكه عليه شيعيان، پليس عراق و نيروهاي خارجي در اين كشور، خبر داده است.
زرقاوي در قسمت ارايه استراتژي نامه خود، با تقسيم دشمنان «القاعده» به 4 گروه آمريكايي، كرد، پليس عراق و شيعيان، شيعه را به عنوان بزرگ‌ترين دشمن «القاعده» معرفي كرده است.

2ـ اهل تسنن: آنها حتي بيشتر از ايتام بر سر سفره‌هاي لئيمان مي‌نشينند و در بيابان ساده‌لوحي و غفلت گمراه شده‌اند و رهبر خود را كه آنها را در زير يك پرچم جمع‌آوري مي‌كرد، از دست داده‌اند. اين دسته به سه گروه تقسيم مي‌شوند:

1ـ عموم اين دسته، ساكتين و حاضران غايب و در عين حال، مردماني بي‌تمدن هستند كه بويي از علم نبرده و به اركان مطمئن تمسك نمي‌جويند. اين دسته آمريكايي‌ها را دوست ندارند و خواستار بيرون راندن و رهايي از تسلط آنها هستند، ليكن به فردا و آينده و رفاه اجتماعي چشم دوخته‌اند. آنها پس از قرباني شدن، تبليغات حيله گرانه و جنگ سياسي ـ كه صدايش بلند شده است ـ به آن روز مي‌رسند.

2ـ بزرگان و علما: اين افراد كه اغلب صوفي هستند، تنها مولودي مي‌خوانند و مي‌رقصند و بر سر سفره‌هاي چرب مي‌نشينند. آنها شبيه مواد مخدر و لباس كاذبند و تنها در تاريكي (پنهاني) به راهشان ادامه مي‌دهند. اما روحيه جهاد و شهادت و برائت از كفار در خود ندارند و اصلا در مورد جهاد و فداكاري و ايثار صحبت نمي‌كنند.

3ـ اخوان: اين گروه از تجارت خون شهيدان استفاده مي‌كنند و اسب و سلاح خود را كنار گذاشته‌اند و مي‌گويند كه جهاد نمي‌كنند. همه تلاش آنها، تسلط سياسي و حاكميت در مناصب نمايندگي اهل تسنن در حكومت در حال تشكيل است و حريصانه در تلاش براي تسلط بر گروه مجاهدين با حمايت مالي هستند كه در اين كار دو هدف وجود دارد؛
اول: براي يك حمله تبليغاتي در خارج جهت جمع‌آوري مال و حمايت همگان، كما اينكه در ماجراي سوريه رخ داد.
دوم: براي كنترل اوضاع و فرافكني بين اين گروه در هنگام پايان جشن (تشكيل حكومت) و توزيع هدايا (توزيع سهميه). اكنون نيز آنها در تلاش براي تشكيل هيأت شوراي اهل تسنن هستند، تا اينكه بتوانند به نام اهل سنت و پيروانش سخنگو باشند. در واقع هدف آنان، گرفتن فضا و تقلب در جو سياسي است. دين آنها، جيوه‌اي (قابل تغيير) ‌است و اصول ثابتي ندارد.
مجاهدين:
اين افراد، نخبگان اهل تسنن و برگزيده خيرخواهان اين كشورند. آنها در مجموع به عقايد اهل سنت و جماعت و مذهب سلفي مي‌گرايند. البته سلفي در (منطقه) منعرج‌اللوي، دچار پراكندگي شدند و اهل‌الرجا نيز از قافله عقب‌افتادگان هستند. اين مجاهدين داراي ويژگي‌هاي زير هستند:

1ـ اكثر آنها تجربه كمي به ويژه در كار سازماندهي گروهي دارند. بي‌شك وجود اين افراد، نتيجه حكومت سركوبگري است كه كشور را نظامي و رعب و وحشت در بين مردم ايجاد كرده، اعتماد ميان آنان را از بين برده است. بنابراين بيشتر گروه‌ها جداگانه و بدون داشتن افق سياسي يا بعد نظر و يا مهيا ساختن زمينه، براي به ارث بردن زمين فعاليت مي‌كنند، هرچند كه انديشه آنها رو به رشد است و زمزمه آرامي براي تبديل به صحبت درباره ضرورت تجمع و يكپارچگي نمايان شده، ولي اين مسأله هنوز در مرحله آغازين مي‌باشد و ما تلاش مي‌كنيم، آن را به مرحله رشد برسانيم.

2ـ متأسفانه جهاد در اينجا عبارت است از مين‌هاي كارگذاري شده و موشك‌ها و خمپاره‌هايي كه از دور شليك مي‌شوند و برادران عراقي ما، سلامتي و روي آوردن به آغوش همسران خود را ترجيح مي‌دهند و مجذوب شهادت نمي‌شوند. چه بسا اين گروه‌ها در ميان خود، نسبت به كشته نشدن و يا اسارت عناصر خود افتخار مي‌كنند. ما در مجالس زيادي به آنها اعلام كرديم كه سلامت و پيروزي با هم تحقق نمي‌يابند و درخت پيروزي و ظفر بدون خونريزي و دلاوري رشد نمي‌كند. امت تنها با عطر شهادت و خوني كه در راه خدا ريخته مي‌شود، احيا مي‌گردد و مردم نيز با گرويدن به شهادت، از خواب غفلت بيدار مي‌شوند؛ اين مسأله به صبر و قناعت مضاعف و اميد به خدا نياز دارد.
مجاهدين مهاجر:تعداد اين افراد در مقايسه با حجم بزرگ جنگ پيش‌بيني‌شده، كم به شمار مي‌آيد. ما مي‌دانيم كه گروه‌هاي خيرخواه، زيادند و خيزش براي جهاد ادامه دارد و تنها كريه كردن پرچم و وارونه جلوه دادن واقعيات، آنها را از اعلام آماده‌باش منع مي‌كند. مسأله‌اي كه ما را از اعلام آماده‌باش عمومي منع مي‌كند، اين است كه در اين كشور، كوه‌ها و جنگل‌هايي براي پناه بردن و مخفي شدن وجود ندارد. حركت ما آشكار است و جاسوسان در همه جا حضور دارند. دشمن نيز جلوي ما و دريا در پشت سر ماست و بسياري از عراقي‌ها به عنوان ميهمان، براي شما سخاوتمندي مي‌كنند و به عنوان صلح‌جو به شما پناه مي‌دهند، ليكن آنها خانه‌هايشان را به پايگاه‌هايي براي شروع عمليات يا نقطه آغاز عمليات تبديل مي‌كنند كه اين امر همچون گوگرد سرخ، كمياب است. لذا در موارد بسياري، تأمين امنيت و پناه دادن به برادران، باري بر دوش ماست و به اين ترتيب، آموزش افراد جديد، به منزله كشيدن بار (سنگين) مي‌باشد. به شكر خدا، ما توانسته‌ايم با تلاش مداوم و جستجوي زياد به برخي از اماكن كه تعداد آن رو به افزايش است، ‌دست يابيم. اين مناطق با گذشت زمان به نقطه اتكاي برادران تبديل مي‌شود كه جنگ را شعله‌ور و مردم را به عمليات مي‌كشاند، تا اينكه به ياري خداوند جنگي واقعي صورت گيرد.

واقعيت و آينده:
بي‌شك خسارت آمريكايي‌ها به دليل ثبات آنها در نقاط گسترده بين مردم و دستيابي به سلاح، زياد است. به همين دليل آنها آماج حملات مجاهدين مي‌شوند، ولي آمريكا نيامده است كه پس از اين اقدام از كشور خارج شود و حتي در صورت افزايش خسارت و ريختن خون نيروهايش، عراق را ترك نمي‌كند. آمريكا به آينده نزديكي چشم دوخته است كه در آن با اطمينان در پايگاه‌هاي خود استقرار يابد و عراق را به يك حكومت غيرمشروع ـ كه ارتش و پليس آن روند صدام و مزدورانش را احيا نمايند ـ تبديل كند. بي‌شك حجم حركت مجاهدين كم‌تر و حلقه محاصره آنان تنگ‌تر شده است و با استقرار عناصر ارتش و پليس، آينده ترسناك مي‌شود.

ما كجا هستيم؟خداوند متعال به رغم كاهش هواداران، حمايت نكردن دوستان و تنگدستي اين هديه را به ما عنايت كرده است ‌تا بتوانيم به دشمن آسيب برسانيم. همه عمليات‌هاي شهادت‌طلبانه به جز عمليات شمال، با پيگيري و شناسايي و برنامه‌ريزي شروع شده است و تاكنون 25 سلسله‌عمليات از جمله عليه شيعيان و مظاهر آنها و نيز آمريكايي‌ها و نظاميان آنها، پليس، سربازان و نيروهاي ائتلاف انجام گرفته است و انشاءالله در آينده بيشتر خواهد شد. اين امر مانع اعلام اين مسأله از سوي ما بود، ما بردباري نشان مي‌داديم تا اينكه در عرصه، ثقل داشته باشيم و دستگاه‌هاي كامل و قادر به تحمل پيامدها را مهيا كنيم، قوي شويم و شكست نخوريم. ما به ياري خدا به مرحله خوبي رسيده‌ايم و مراحل مهمي را گذرانده‌ايم و با نزديك شدن به زمان سرنوشت‌ساز، احساس مي‌كنيم كه بدن‌هاي ما به ياري خدا در جهت ايجاد هسته حركت و رستاخيزي در فراغ امنيتي امتداد مي‌يابد.

دستور كار:پس از بررسي و پيگيري‌ها مي‌توانيم دشمن خود را به 4 گروه تقسيم كنيم:
1ـ آمريكايي‌ها: همان‌طور كه مي‌دانيد، آنها ترسوترين خلايق هستند و به شكر خداوند، طمعه آساني به شمار مي‌روند. من از خداوند مي‌خواهم كه به ما اين توان را بدهد كه آنها را به قتل برسانيم يا به اسارت درآوريم، تا آنها را براي مبادله با مشايخ و برادران بازداشتي وادار استفاده كنيم.
2ـ اكراد: اينها چنگالي هستند كه هنوز زمان شكست‌شان فرا نرسيده است، هرچند ما تلاش مي‌كنيم كه برخي از مظاهر آنها را به سزاي اعمالشان برسانيم، انشاءالله ما آنها را در آخر ليست قرار مي‌دهيم.
3ـ سربازان پليس و مزدوران: آنها چشم، گوش و دستان اشغالگران‌اند، كه (اشغالگران) از طريق آنها مي‌بينند، مي‌شنوند و مردم را سركوب مي‌كنند. ما به ياري خدا تصميم گرفته‌ايم كه آنها را پيش از قدرتمند شدنشان مورد هدف قرار دهيم.
4ـ شيعيان: به نظر ما اينها كليد تغييرند. منظور من اين است كه هدف قرار دادن و ضربه زدن به اين افراد در عمق ديني، ‌سياسي و نظامي آنها، موجب تحريك آنان خواهد شد و همانند سگ، هاري خود را نسبت به اهل تسنن نشان خواهند داد و اگر ما موفق به كشاندن آنها به ميدان جنگ فرقه‌گرايي شويم، آنگاه مي‌توانيم اهل تسنن غافل را در هنگام احساس خطر موجود و مرگ حتمي، به دست اين افراد بيدار كنيم. سني‌ها حتي به رغم ضعف‌ و سستي خود در رويارويي با اين باطني‌ها (شيعيان)، از شجاع‌ترين و صادق‌ترين و تيزترين‌ها هستند. باطني‌ها اهل خيانت و در عين حال ترسو هستند و تنها ضعيفان را مورد تعرض و حمله قرار مي‌دهند. بيشتر سني‌ها، خطر اين افراد را درك كرده، از آنان برحذر هستند و نسبت به عواقب دستيابي آنها به قدرت، واهمه دارند و اگر شكست‌خوردگاني در ميان شيوخ صوفيه و برادران وجود نداشته باشد، آنگاه مردم صحبت ديگري خواهند داشت. اين امر علاوه بر ايجاد اميد نسبت به پيدا كردن افراد به خواب رفته، ‌به معني كوتاه كردن ناخن و كندن دندان‌هاي اين افراد پيش از آغاز جنگ حتمي است. همچنين اميد مي‌رود اين امر، مردم را عليه آمريكايي‌ها ـ كه عامل نابودي و مصيبت‌اند ـ تحريك كند و شما بايد به اين مردم، نسبت به اقدام در نوشيدن عسل و دستيابي به امكاناتي كه تاكنون از آن محروم بودند، هشدار دهيد، زيرا با اين روش، سلامت را ترجيح مي‌دهند و به رويارويي با دشمن پشت مي‌كنند.

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۳