مانيفست جديد القاعده (۱)


اخیرا با انفجارهای کربلا و کاظمین در عاشورا که با عملیات انتحاری القاعده و هشدارهای مقام های آن از پیش همراه بود، توجه شیعیان به آنان بیشتر معطوف شده است. خصوصا تهدیدهای جدید آنان مبنی بر تکرار واقعه عاشورا در اربعین حتی در شهر مشهد مساله طالبان مهم جلوه می کند.
ذیلا ترجمه نامه ابومصعب زرقاوي، از رهبران القاعده كه آمريكا براي دستگيري وي 10 ميليون دلار جايزه تعيين كرده، آمده است. زرقاوي از روابط نزديكي با رهبري القاعده برخوردار بوده و داراي نفوذ خاصي در بين اعضاي اين گروه است. او متهم است كه حملات تروريستي اخير درنقاط مختلف عراق را هدايت مي كند.
عضو ارشد القاعده ضمن بيان و استناد به مطالب التقاطي و تحريف در وقايع تاريخي، به بيان استراتژي القاعده براي ايجاد جنگ مذهبي ميان شيعه و سني و مورد هدف قرار دادن و ترور شيعيان مي پردازد.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم



از .... به همه مردان شجاع در زمان بردگي .... تا مردان كوهستان و عقاب‌ها و شيرهاي دلاور و به همه برادران بزرگوار
سلام‌عليكم
اميدواريم كه همگي در سلامت باشيد و از خداوند منان مي‌خواهم كه نامه من به دستان شما برسد. شما در كمال سلامت و پيروزي به سر ببريد. بحث ما متناسب با شرايط كنوني است كه پرده از رازهاي خوب و بد در عرصه عراق برمي‌دارد.
همان‌طور كه مي‌دانيد،‏ جهاد امت در راه خدا در سرزمين رافدين (عراق) واجب است و در جريان هستيد كه اين عرصه همانند ديگر عرصه‌ها نيست،‏ زيرا در آن نقاط مثبت و منفي وجود دارد كه در عرصه‌هاي ديگر يافت نمي‌شود. از بزرگ‌ترين نقاط مثبت اين ميدان،‏ جهاد در اعماق سرزمين عرب ـ كه بين آن تا سرزمين حرمين و مسجدالاقصي، فاصله نزديكي است‏ ـ مي‌باشد. ما از دين خدا ياد گرفتيم كه معركه واقعي و فاصله بين كفر و اسلام در اين سرزمين وجود دارد؛ يعني شام و اطراف آن پس بايد براي تثبيت جاي پا در اين سرزمين، تلاش و سعي فراواني مبذول داشت‏، شايد كه پس از آن خداوند تغييري ايجاد كند. در حقيقت اي بزرگواران! بر ماست تا با ديده‌اي عميق و نشأت گرفته از شريعت و واقعيت معيشتي خود، به اين مسأله بنگريم. من اين واقعيت را با چشم خود مي‌بينم و به شما مي‌گويم و از خداوند مسألت دارم تا گناهان و خطاياي من را عفو كند. پس مي‌گويم‏، خداوند ياري‌دهنده است.
همان‌طور كه از شما پنهان نيست‏،‌ آمريكايي‌ها براي برپايي دولت اسراييل، از نيل تا فرات به عراق آمده‌اند و دولت صهيونيستي آمريكا معتقد است كه تسريع در برپايي دولت اسراييل، موجب تسريع در خروج مسيح مي‌شود،‏ پس با همه عزم و افتخار و همه امكانات خود به عراق آمده‌اند. در حالي كه گمان مي‌كردند، موضوع اشغال عراق ساده خواهد بود، ليكن با واقعيتي كه مغاير با گمان آن بود، روبرو شده‌اند. عمليات برادران مجاهد از همان لحظه نخست آغاز شد و اوضاع آميخته‌اي را به وجود آورد،‏ سپس سلسله عملياتي در مثلث سني به وجود آمد كه اين عمليات،‏ آمريكايي‌ها را به امضاي توافقنامه با مخالفان واداشت. مفاد توافقنامه بر اساس اين بود كه مخالفان (شيعيان) براي ايستادن در صفوف صليبي‌ها و رويارويي با مجاهدين، از ثلث (يك‌سوم) غنايم به دست آمده برخوردار شوند.
اولا؛ تركيب عراق در يك فضاي سياسي و اختلافات مذهبي و قومي به سر مي‌برد كه جز از يك دولت مركزي نيرومند و حاكم قوي و مستبد ـ كه از زياد بن ابيه آغاز و به صدام حسين پايان يافت ـ پيروي نمي‌كند. اين كشور، براي همه بازيگران و سخت‌كوشان، سرزمين رنج‌ها و دشواري‌ها است.
اكراد: اين ملت به رهبري بارزاني و طالباني، حمايت و ثمره قلب‌هاي خود را به آمريكا تقديم كرده‌ و سرزمينشان را بر روي يهودي‌ها گشوده‌اند و درواقع به پايگاه پشتيباني از آنها و اسب تراوا براي توطئه‌هايشان تبديل شده‌اند. آنها (آمريكا) از اين سرزمين عبور كرده، از آن به عنوان پلي جهت تسلط مالي و اقتصادي استفاده مي‌كنند و مضافا بر آن، پايگاه جاسوسي در سراسر اين منطقه‏ براي خدمت به آنها گسترده شده است. صداي اسلام و دين در نزد اكراد و در سرزمينشان پنهان شده است و درواقع دعوت عراقي آنها را مست كرده و تنها خيرخواهان ـ كه قشر مستضعفان هستند ـ از حوادث پيرامون خود مي‌ترسند.
مخالفان (شيعيان): افعي‌ها و دشمنان در كمين نشسته و عقرب‌هاي حيله‌گر‏، ما اكنون به جنگ با دشمن كافر و جنگ دشوار با دشمن حيله‌گري كه لباس دوست بر تن كرده و به همدلي دعوت مي‌كند، وليكن شرور است و ارث اختلاف دروني را به ميراث برده، مي‌پردازيم. يك ناظر جستجوگر درك مي‌كند كه شيعيان خطري آشكار و حقيقي هستند. پيام تاريخ كه واقعيت نيز آن را تصديق نموده، اين امر را روشن ساخته كه تشيع، ديني جدا از اسلام است و با يهود تحت شعار اهل كتاب و مسيحيان ملاقات مي‌كنند، شرك نمايان شيعيان تا جايي است كه قبرها را مي‌پرستند و در اطراف قبور ائمه طواف مي‌كنند، به حدي رسيده‌اند كه ياران پيامبر را كافر مي‌دانند و به مادر مؤمنان و صالحان اين امت دشنام مي‌دهند و قرآن كريم را جعل مي‌كنند و در كتب شيعيان ـ كه تاكنون در حال انتشار است ـ به نزول وحي براي آن گروه ادعا شده است و اين يكي از تصاوير كفر و كفرشناسي است. كساني كه گمان مي‌كنند شيعيان مي‌توانند ميراث تاريخي و كينه سياه خود را فراموش كنند،‌ در توهم به سر مي‌برند و اين همانند آن است كه اين افراد، (متوهمان) از مسيحيان بخواهند صليب كشيدن مسيح را فراموش كنند. آيا يك عاقل چنين كاري مي‌كند؟ اين قوم علاوه بر كفر خود، براي افزايش بحران حكومت و موازين نيرو در دولت، از مكر و حيله سياسي استفاده و تلاش مي‌كنند براي تثبيت شرايط محيطي جديد خود، با استفاده از پلاكاردهاي سياسي و سازمان‌هاي خود با همپيمانانشان همكاري كنند.
اين قوم خيانتكار در طول تاريخ، اهل تسنن را به مبارزه مي‌طلبيده و در هنگام سقوط رژيم صدام، شعار «انتقام از تكريت تا انبار» را سر مي‌داد كه اين مسأله خود بر ميزان كينه آنها نسبت به اهل تسنن دلالت مي‌كند، ليكن علماي سياسي و ديني آنها توانستند براي جلوگيري از وقوع جنگ قومي با سني‌ها، امور قوم خود را تثبيت كنند. زيرا مي‌دانند كه با اين روش، موفق و پيروز نمي‌شوند و اگر چنين جنگي رخ دهد، بسياري از افراد ملت براي پيروزي سني‌ها به پا مي‌خيزند، يا اينكه دين آنها دين پرهيزكاري است، ولي حيله و كينه خود را به طريق ديگري ابراز مي‌كنند. آنها بر مراكز دولتي، امنيتي، نظامي و اقتصادي تسلط دارند و به درون اين مراكز نفوذ مي‌كنند، در حالي كه امنيت و اقتصاد، از پايه‌هاي هر كشور است. در اين مورد مثال مي‌زنم؛ سپاه بدر كه يكي از جناح‌هاي نظامي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي در عراق است، با كندن لباس خود و پوشيدن لباس پليس و ارتش، وارد مؤسسات دولت شده و تحت نام حفظ امنيت وطن و هموطن، شروع به تسويه حساب خود با سني‌ها كرده است. از سوي ديگر، نيروهاي آمريكايي، كار تسويه‌حساب با اهل تسنن را آغاز كرده و برخي از شهرها را ترك يا حضور خود را در آنجا كم كرده‌اند و به جاي آنها ارتش عراقي جايگزين شده‌اند؛ اين امر مشكل حقيقي ماست.
مبارزه ما با آمريكايي‌ها كاري آسان است، زيرا دشمن آشكارند و نسبت به ماهيت اين سرزمين و امكانات مجاهدين نادان هستند. ما مي دانيم كه اين نيروهاي مسيحي به زودي اينجا را ترك مي‌كنند، در حالي كه دشمن براي تشكيل ارتش و پليس تسريع مي‌كند. اين دشمنان شيعي، گاهي با مزدوران سني تقويت مي‌شوند، كه اين امر يك خطر واقعي براي ماست، زيرا آنها فرزندان اين وطن هستند و راه و روش‌هاي كشور خود را مي‌شناسند. آنها حتي از اربابان مسيحي خود حيله‌گرترند، تا جايي كه سعي در تسلط بر اوضاع امنيتي عراق دارند و حتي به تسويه‌حساب با سني‌ها پرداخته‌اند و از باب خصومت خود با رژيم بعثي سابق و سني دانستن آنها (بعثي‌ها)‌ به قتل رساندن بسياري از برادران مجاهد، علما، متفكران، پزشكان و مهندسان و غيره را آغاز كرده‌اند. خداوند مي‌داند كه اوضاع دگرگون خواهد شد و ارتش محرمانه شيعيان و سپاهيان نظامي آن به نمايندگي از آمريكا خواهند جنگيد و نيروهاي آمريكايي نيز در صفوف پشتيباني از آنها ظاهر خواهند شد.
آنها همانند افعي و اربابان يهودي خود مي‌خواهند كه بر ارتش، پليس و اقتصاد كشور تسلط يابند و آرزوهايشان برپايي دولتي مخالف (شيعي) است كه از ايران آغاز و به عراق، سوريه، لبنان و ممالك خليج فارس (ن) منتهي شود. سپاه بدر با شعار «انتقام از تكريت و الانبار» وارد (عراق) شد و پس از آن، لباس خود را خلع كرد، تا بتواند تحت نام ارتش و پليس به اهل تسنن حمله كند و با نام قانون و حكومت، اهل اسلام را به قتل برساند. سپاه بدر تحت پوشش دروغ و نفاق است و آنها از ساده‌لوحي بسياري از سني‌هاي پاكدل سوءاستفاده مي‌كنند. ما نمي‌دانيم كه آنها تا كي امت ما را كه از تجربه تاريخ درس عبرت نگرفته‌اند، گمراه مي‌سازند. دولت صفوي شيعه، همواره مانعي در راه اسلام و خنجري براي ضربه زدن به اسلام و پيروانش بوده است. به درستي كه برخي از شرق‌شناسان در مورد آنها گفته بود، اگر دولت صفوي وجود نداشت، همه ما امروزه در اروپا قرآن قرائت مي‌كرديم، همان‌طور كه بربري‌هاي الجزائري آن را مي‌‌خوانند.
بله، سپاه دولت عثماني در نزديك دروازه‌هاي وين ايستاد و در آستانه فروپاشي دژهاي محكم اروپا بود و خواست كه اسلام را در سراسر اروپا گسترش دهد، ليكن اين سپاهيان، مجبور به عقب‌نشيني و بازگشت به وطنشان شدند،‌ زيرا ارتش دولت صفوي، بغداد را اشغال و مساجد را ويران كرد و ساكنان آن را به قتل رساند. ‌از اين رو ارتش عثماني براي حمايت از حرمت اسلام و ساكنان به وطنشان بازگشتند و درنهايت، جنگ سختي ـ كه دو قرن طول كشيد ـ به وقوع پيوست. اين جنگ پايان نيافت تا زماني كه دولت اسلامي ضعيف شد و ملت نيز تا زمان بيدار شدن با طبل‌هاي اشغالگران غربي به خواب رفت. قرآن براي ما حكايت كرده است كه دسيسه‌هاي منافقين و نيرنگ ستون پنجم و كساني كه با ما همزبان هستند، ليكن قلب‌هايشان شيطاني است و در اجسام انسان‌گونه پنهان شده‌اند، درواقع به كمين نشسته و منشأ بلا و مصيبت‌اند؛ «آنها دشمن هستند،‌ پس هشيار باشيد».
همچنين شيخ‌الاسلام ابن تميمه راست گفت كه «به اين دليل با كفار عليه مسلمانان همكاري مي‌كنند و آنها از بزرگ‌ترين اسباب حمله چنگيزخان به سرزمين‌هاي اسلامي و آمدن هولاكو به عراق و اشغال حلب و صالحيه بودند و از اين رو هنگام عزيمت به مصر، پادگان‌هاي مسلمانان را ويران كردند و راه را بر روي مسلمانان بستند و به اين دليل با تاتار و فرانسوي‌ها عليه مسلمانان همكاري كردند و از پيروزي اسلام خشمگين و ناراحت مي‌شدند.‌ درواقع آنان طرفداران يهود و مسيح و مشركان هستند و قلب‌هايشان مملو از كينه و خصومت با مسلمانان است. همچنين از بزرگ‌ترين عبادت‌ها نزد آنها، لعنت فرستادن بر اولياءالله در ميان مسلمانان است و حريص‌ترين مردم در جدايي افكندن بين مسلمانان هستند و عالي‌ترين اصول آنها، كفرگويي، لعنت و دشنام به علماي مسلمان و خلفاي راشدين است و اعتقاد دارند، هيچ جايي براي كساني كه به امام معصوم (دوازده امام) ايمان ندارند، وجود ندارد. شيعيان، قوم و حكومت تاتار را دوست دارند، زيرا از اين حكومت، بزرگي و عزتي كسب كردند كه در دولت مسلمان از آن برخوردار نشده بودند. آنها از بزرگ‌ترين همكاران اين قوم براي حمله به سرزمين‌هاي مسلمان و قتل عام مسلمين بوده‌اند و ماجراي ابن‌العلقمي و امثال آن با خليفه و قضيه مشهور آنها در حلب، براي همه مردم شناخته شده است. همچنين در صورت پيروزي مسلمانان بر كفار و مسيحيان، شيعيان غمگين و در صورت پيروزي مشركان و مسيحيان بر مسلمانان، آنها شادمان و مسرور مي‌شدند» (الفتاوي جزء 28، صفحات 478 الي 527). سبحان‌الله! مانند اينكه برايشان جزييات امور غيبي كشف و برايش روشن شده است.
بزرگان ما خط‌مشي روشن را در اختيار ما گذاشته و پرده از اين قوم برداشته‌اند تا جايي كه امام البخاري مي‌گويد: در پشت سر شيعه، يهود و مسيحي نماز نخوانيد، به آنها سلام ندهيد، با آنها ازدواج نكنيد و از گوشت ذبح‌شده توسط آنان را نخوريد. (خلق افعال العباد، ص 125). امام احمد نيز مي‌گويد: از كسي كه به ابوبكر و عمر و عايشه دشنام مي‌گفت، علت امر را پرسيدم، جواب داد: آنها مسلمان نيستند. امام مالك مي‌گويد: كسي كه به اصحاب رسول(ص) دشنام مي‌گويد، در اسلام سهم و نصيبي ندارد. (كتاب السنه رقم 779). الفاريابي نيز مي‌گويد: «هيچ شيعه‌اي جز اينكه كافر بوده، نديده‌ام». (اللالكائي، جزء 8، صفحه 1545). اين حزم هنگامي كه ادله‌اي درباره اقدام يهوديان و مسيحيان در جعل كردن تورات و انجيل ارايه داد، آنها كه هيچ‌گونه پناهي نيافتند، تنها گفتند كه شيعيان نيز قرآن را جعل مي‌كنند. همچنين وي (ابن حزم) گفت كه شيعيان، مسلمان نيستند و تنها خط‌مشي يهوديان و مسيحيان را در كفر و دروغ دنبال مي‌كنند.
ابن تميمه مي‌گويد: «از اين رو معلوم مي‌شود كه آنها شرور و از طرفداران هواي نفس هستند، كه قتل آنها از خوارج، واجب‌تر است و اين دليل سخني است كه در بين عموم رواج يافته و مي‌گويند كه اهل بدعت، شيعيان هستند. به طور كلي در نزد عموم، اين طور است كه هر مخالف سني، شيعه نام دارد، زيرا با سنت رسول خدا(ص) و مباني اسلام دشمني مي‌كند» (جزء 28، ص 428).
وي (ابن تميمه) در ادامه گفته است كه چنانچه اهل سنت متفق‌القول‌اند، اگر مبارز مسلمان، به سمت قتل دشمن پيش نرود، كشته خواهد شد. پس به طريق اولي، قتل اين گروه خارج از اسلام و دشمن خدا و رسول(ص) لازم است. (جزء 4 ص 251). با وجود اين مسلمانان مي‌دانند كه ما نخستين كساني نيستيم كه در اين مسير گام برمي‌داريم و شمشير به دست گرفته‌ايم. درواقع آنها (شيعيان) پيشتر مبلغان اسلام و مجاهدين را به قتل رسانده‌ و از پشت به آنها خنجر زده‌اند، در حالي كه اين عمل آنها در سكوت جهانيان و حتي برخي از طرف‌هاي سني بوده است. همچنين آنها خاري در چشمان مجاهدين و خنجري عليه آنها بوده‌اند. ليكن مردم مي‌دانند، مجاهداني كه در خلال جنگ كشته شدند، توسط همين افراد به قتل رسيده‌اند. اين زخم همچنان در حال گسترش است و آنها با خنجرهاي كينه و نيرنگ در طول شب و روز در حال فعاليت هستند.


  

نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۳