معرفی مراکز تحقيقی حوزوی: دفتر فرهنگستان علوم اسلامي

نگاه نرم‌افزاري به انقلاب‌ها و تحولات اجتماعي ـ سياسي، همه جانبه‌نگري و هماهنگي بين لايه‌هاي گوناگون جوامع و گزاره‌هاي تأثير‌گذار را براي حركت هدفمند و جهت‌دار ناگزير مي‌نماياند.
مطالعه روش‌ها، الگوها و زير ساخت‌هاي معرفتي جنبش‌ها، حركتي سرنوشت‌ساز و آينده‌نگرانه است كه دفتر فرهنگستان علوم اسلامي تقريباً همزاد با انقلاب اسلامي ايران پيگير آن است.
آنچه درپي مي‌آيد مصاحبه‌اي است با حجت الاسلام جمالي از پژوهشگران اين دفتر:
o رسا ـ موضوع اصلي تحقيقات دفتر فرهنگستان علوم چيست؟ در حال حاضر در فرهنسگتان علوم چه كارهايي صورت مي‌گيرد؟
• جمالي ـ ما در كنار كار تحقيقات بنيادي در موضوعات مختلف‌، يك سري كارهاي به اصطلاح تخصصي، يا كارهاي كارشناسي داريم كه معمولاً سفارشهايي است كه از بيرون به اينجا مي‌آيد. مثلاً از سازمان مديريت برنامه‌ريزي يا مجمع تشخيص مصلحت و يا از شوراي عالي انقلاب فرهنگي؛ كارهايي در موضوعات مختلف مثل موضوعات صنعتي و اجتماعي مي‌آيد و اين دو كار‌كرد قابليت اطلاع‌رساني دارد. كار ديگر ما ارتباط با دانشجوها، طلبه‌ها و فرهنگيان جامعه در سطوح مختلف است كه اين ارتباطات با آموزشهاي حضوري و غير حضوري، تبليغاتي كه داريم و يا اردوهايي كه شركت مي‌كنيم، سخنرانيهايي كه در اطراف و اكناف چه در حوزه و چه در دانشگاه، كه دعوت مي‌شود برايشان انجام دهيم. همچنين در همايش‌ها و سمينارها، مقالات مختلفي از دوستان ارائه مي‌شود كه با فكر اين مؤسسه مي‌باشد. اين سه كاري است كه در حال حاضر انجام مي‌دهيم و قابليت اين را دارد كه نسبت به آن اطلاع‌رساني شود.
o رسا ـ علت تأسيس و كار اصلي فرهنگستان چيست؟
• جمالي ـ فرهنگستان علوم اسلامي ‌با محوريت مرحوم حاج آقاي حسيني از حدود دو يا سه سال بعد از انقلاب، به دليل ضرورت‌هايي كار اصليش را به صورت رسمي شروع كرد. ايشان كه قبل از انقلاب از شاگردان امام ـ‌ ره ـ در نجف اشرف بودند روي اين نكته متمركز شدند كه اگر حكومت را به دست گرفتيم، مخصوصاً در دنياي امروز كه نياز به يك الگوي جامع در حكومت مي‌باشد، مدل حكومت اسلامي چگونه مي‌تواند باشد. بعد از انقلاب سياسي واقعاً يكي از مشكلات جدي كه فرا روي نظام قرار گرفت همين نكته بود، اگر ما بخواهيم يك انقلاب را با دو، سه نسل تقسيم كنيم اولين مرحله هر انقلاب، انقلاب سياسي است، انقلاب سياسي به اين معناست كه ساختار‌هاي نظام و رژيم گذشته شكسته مي‌شود و تمايلات مردم به نقطه خاصي گره مي‌خورد و جهت‌دار مي‌شود، انقلاب ما از لحاظ سياسي خيلي موفق بود و توانستيم علاوه بر درون خودمان و مردممان، در بشريتي كه در عمق ماديات فرو رفته بود و خسته شده بود نيز موفق باشيم. انقلاب ما نه تنها ملت ايران را دگرگون كرد، بلكه يك تأثير عميقي هم در سطح منطقه، در سطح جهاني و بين‌الملل داشت و توانستيم به راحتي ساختار شكني كرده، آن نظام موازنه قدرت را در عالم به هم بريزيم. خودمان توانستيم اسلام ناب را زنده كنيم و در همان قدم اول مدعي يك الگو باشيم و حتي توانستيم نظام دو قطبي را به نظام يك قطبي تبديل كنيم. ولي از لحاظ فرهنگي مشكلي كه بعد از انقلاب هم با آن رو‌به‌رو بوديم اين بود كه ما انقلاب سياسي كرده، شعارهايي هم داديم و با يك آرمانها و مباني و اصولي وارد كار شديم اما در مورد اين كه تز حكومت اسلامي ما چيست و چه كار بايد انجام دهيم كار دقيقي انجام نشد. همان اوايل انقلاب دو سه ديدگاه مطرح بود، يكي از ديدگاه‌ها اين بود كه حكومت، كاري ندارد و ما مي‌توانيم حكومت كنيم چون الحمد‌الله فقه داريم‌، فقط ما بايد همه مسائل فقهي موجود خودمان را مبناي كار قرار دهيم و بر مبناي آن حكومت كنيم. اين ديدگاهي بود كه در اوايل انقلاب شكل گرفت ولي ما چون تجربه حكومت‌داري هم نداشتيم با اين فقه موجود نمي‌توانستيم حكومت كنيم لذا ديدگاه دومي مطرح شد كه بايد به كارشناسي موجود هم رجوع كنيم و بتوانيم با تركيبي از كارشناسي و فقه به يك الگوي حكومت برسيم، اين كار هم در اوايل انقلاب صورت گرفت ولي مرحوم حاج آقاي حسيني هميشه متذكر اين مطلب بود كه اين ديدگاه كه تركيب فرآورده‌هاي علوم بشري امروز كه تجربه‌اش را دنياي مدرن امروز پس داد با احكام خودمان، جوابگوي حكومت ديني نخواهد بود و تا ما خودمان نتوانيم از مباني و اهداف ديني خودمان طرحي نو ‌بسازيم، اين مشكل هميشه وجود خواهد داشت. لذا ايشان از همان اوايل انقلاب حتي در مجلس خبرگان قانون اساسي كه بودند، به عينه احساس كردند حاصل گفت‌وگوي بين كارشناسي موجود با فقه موجود آن چيزي نيست كه در آخر به نفع حكومت اسلام باشد و مجراي جريان احكام اسلام در جامعه قرار گيرد، بلكه معمولاً كارشناسي بر فقه موجود پيروز مي‌شود و فقه موجود را تعديل و به يك ماشين امضا تبديل مي‌كند. به همين دليل ايشان شروع به كار كردند و اولين كاري كه در اين فرهنگستان شروع شد، كار اقتصاد اسلامي بود كه به تدريج ‌به اين نتيجه رسيديم اگر ما بخواهيم در دنياي امروز كاري كنيم بايد يك سامانه جامع داشته باشيم‌، مخصوصاً با پيچيدگي كه دولت‌ها در اين زمان دارند. وقتي ما الگويي داشته باشيم ديگر سه بعد اقتصاد، فرهنگ و سياست را مجزا از همديگر نمي‌بينيم بلكه جامعه‌ و دولتي موفق است كه در دنياي امروز تا مي‌تواند در تمام تصميم‌گيريهاي خودش، تأثيرات سياسي، فرهنگي و اقتصادي جامعه را يك جا داشته باشد و هماهنگ با آن سيستم اقتصادي يك فرهنگ خاصي نيز داشته باشد، چون نظام اقتصادي يك فرهنگ مصرف، الگوي توليد و يك نظام سياسي ويژه خود را مي‌خواهد. نظام سياسي كه هماهنگ با رشد نظام سرمايه‌داري در دنياي امروز است؛ در بعد دموكراسي و آزاديهاي حقوق شهروندي و همه اينها بايد به گونه‌اي تنظيم شود كه در مجموع يك سيستم را بسازد. به هر جهت اوايل احساس مي‌كردند همين فقه و فقاهت موجود كفايت مي‌كند. يك دوره‌اي شايد فكر فرهنگستان هم همين بود كه ما بياييم مبتني بر همان فقاهت موجود سيستم‌سازي كنيم و يك نظام كار‌شناسي جامع در همه ابعاد جامعه طراحي كنيم. چند صباحي كه گذشت ديديم با فقه موجود ‌اين الگوي حكومت اسلامي را نمي‌شود طراحي كرد‌، چرا كه فقه موجود يك ظرفيت خاصي دارد و امام هم بارها مي‌فرمودند واقعاً ما بايد به فقه حكومتي دست پيدا كنيم و لازمه دست پيدا كردن به فقه حكومتي اين است كه فقاهت خود به خود ما و روش استنباط ما توسعه پيدا كند. همين مطلب، نقطه عطفي شد در دفتر فرهنگستان كه ما بايد علاوه بر اين كه راجع به سيستم‌سازي كار كنيم بياييم در فقاهت هم كار كنيم، سيستمي كه مي‌خواهد بر اساس نظرات كارشناسي ما طراحي شود، مقدمتاًَ بايد علوم كارشناسي ما و علومي كه مبتني بر آن علوم كارشناسي در جامعه صورت مي‌گيرد، توليد شود پس از طرفي اگر بخواهيم به آن سيستم دست پيدا كنيم اولاً بايد همه علوم را در زمينه‌هاي مختلف توليد كنيم، از طرف ديگر چنين اعتقادي هم ايجاد شود كه همه اين علوم موجود‌، علوم جهت‌دار هستند و مبتني بر مباني و اهداف مادي طراحي شده‌اند، بنابراين نمي توانيم از اين علوم در طراحي حكومت مطلوب خودمان استفاده كنيم. اگر‌چه در دوره‌اي كه هنوز كار نكرده‌ايم و همه علوم را توليد نكرده‌ايم مجبور هستيم با يك شيوه گزينشي از اين علوم در پيش برد اهداف خودمان بهره‌مند شويم ولي وضعيت نبايد فقط به صرف همين بگذرد كه گزينشي عمل كنيم چرا كه در دراز مدت اين گزينشي عمل كردن منجر به انحلال حكومت و الگوهاي ما در الگوهاي موجود مي‌شود. پس محور كاري كه در دستور كار دفتر قرار گرفت يكي اين است كه ما بايد در همه زمينه‌ها علوم را توليد كنيم. چون گفتيم توسعه در دنياي امروز يك توسعه همه جانبه است و منظور از توسعه همان تكاملي است كه مد نظر دين است. با اين اعتقاد كه ما مدعي هستيم اسلام، ديني است كه در عين خاتميت، جامعيت هم دارد و چنين ظرفيتي را دارد كه تمام نيازهاي بشريت را در تمام مقاطع تاريخ پاسخگو باشد.
o رسا ـ بحث فقه حكومتي تقريباً از چه سالي مطرح شد؟
• جمالي ـ ما فقه حكومتي را از سال 64 در دو زمينه مطرح كرديم. در يك زمينه فقط به موضوع‌شناسي بدون ورود به حكم پرداختيم و در زمينه ديگر بحث مدل‌هاي اجرايي بود.
در ابتدا گفتند فقه يك عنوان دارد و آن موضوع‌شناسي است. بعد معلوم شد اگر موضوع‌شناسي صرف موضوع باشد كفايت نمي‌كند وانگهي موضوع شناسي د‌ر علوم صورت مي‌گيرد‌، پس ما بايد در خود نحوه تنظيم حكم يا استنباط حكم هم كار كنيم يعني فقه حكومتي به اين معنا نيست كه با همين ابزار و فقاهت موجود موضوع‌شناسي‌ كنيم يا حكم موضوع را تعيين كنيم چرا كه براي موضوعات موجود يك كل منسجمي هست ولي فقه موجود چنين ظرفيتي ندارد كه موضوع را يك كل منسجم ببيند. بعد متوجه اين شديم كه بايد فقه به اين ظرفيت برسد كه بتواند اين موضوعات را نه با ديدگاه انتزاعي بلكه با ديدگاه كل‌نگري ببيند. اصلاً سنخ موضوعات حكومتي، موضوعاً با سنخ موضوعاتي كه در احكام فردي مي‌باشند متفاوت است‌، فقه ما در احكام فردي پاسخگو است اما فقاهت ما در احكام حكومتي پاسخگو نيست. بنابراين رفتيم سراغ علوم و روش استنباط احكام حكومتي كه همان اصول فقه است، از طرفي هم گفتيم ما بايد علوم را توليد و بين موضوع‌شناسي و حكم‌شناسي هماهنگي برقرار كنيم،‌ از سوي ديگر ما در جامعه به مدل‌هاي اجرايي خاص نياز داريم و اين سه بخش اجرا، توليد علوم، و فقاهت بايد هماهنگ باشد. البته اين هماهنگي در جامعه ما اصلاً صورت نمي‌گيرد چون از يك طرف ما در حوزه‌ها، فقه حكومتي نداريم از طرف ديگر كارشناسي موجود ما، اسلامي نيست هرچند انسان‌هاي متديني در دانشگاه‌هاي ما هستند ولي فردا ‌بر پايه همين علوم در بدنه اجرايي جامعه قرار مي‌گيرند و لذا دائماً بين نظرات كارشناسي با همين فقه درگيري وجود خواهد داشت.
چيزي كه در حال حاضر يكي از معضلات جامعه ما محسوب مي‌شود اين است كه بين اين سه حوزه هماهنگي نيست. در اجرا خيلي سليقه‌اي عمل مي‌شود و مدل‌هاي اجرايي وجود ندارد يا آنجا كه مدلهاي اجرايي عمل مي شود مبتني بر علوم و الگوهايي است كه از غرب و دنياي مدرن گرفته شده است كه اگر بخواهند روي آن علوم كار كنند حتماً بايد پيش زمينه‌هاي خودش را در جامعه بياورند. مثلاً در نظام سرمايه‌داري اگر خصوصي‌سازي را در جامعه بياورند آن خصوصي‌سازي پيش زمينه‌هاي خودش را مي‌خواهد، ولي در دنياي امروز، بايد يك كل حاكم شود تا جوابگوي بخش‌هاي مختلف باشد كه اگر خصوصي‌سازي بايد بيايد پس بايد فرهنگ مصرف جامعه، فرهنگ خاصي شود و تحقيقات خاصي بايد در جامعه انجام شود. فلذا هميشه درگيري در جامعه هست و مشكل و ريشه همه آسيب‌هاي جامعه ما به اين بر مي‌گردد كه فرهنگ عوض مي‌شود نه به خاطر اين كه شايد بد عمل مي‌كنند بلكه اين ساختار سياسي، ساختار فرهنگي‌، ساختار توزيع قدرت، توزيع ثروت كه در جامعه ما‌ست، ناخودآگاه الگو و فرهنگ خاص خود را مي‌طلبد.
شما نمي‌توانيد ساختار اقتصادي مثل خصوصي‌سازي را بگيريد و در جامعه ساختار قدرت را به صورت سلسله مراتب شكل دهيد، بعد فرهنگ را به يك شكلي از بيرون مثلاً از طرف حوزه سامان بدهيد. اين آسيب بايد خوب بررسي شود و اگر ما مي خواهيم آن را حل كنيم بايد طرح جامعي داشته باشيم. يعني از يك طرف بياييم علومي را توليد كنيم و از يك طرف فقه حكومتي خودمان را توليد كنيم كه اين دو كنار هم در يك فرايندي، توسعه و تكامل جامعه را مبتني بر مباني و اصول انقلاب ما جواب مي‌دهد.
در اين سه زمينه كار نشده است نه در بحث توليد علم، نه در قسمت احكام حكومتي و نه در مدل اجرايي. اكنون در فرهنگستان روي ‌مبدأ و روش كار شده و دفتر به اين موضوع كه ضرورت انقلاب بود، خيلي سريع رسيد و چه بسا جامعه فرهنگي آن زمان ما به اين ضرورتها نرسيدند ولي الحمد‌الله جامعه امروزي ما تا حدودي به اين ضرورت‌ها رسيده‌اند كه رهبر معظم انقلاب نيز بحث جنبش نرم‌افزاري و توليد علم را مطرح مي‌كنند.
o رسا ـ آيا موضوع كار اصلي دفتر همين سه موضوع مي‌باشد؟
• جمالي ـ بله موضوع كار اصلي دفتر به عنوان يك كار آكادميك، تدوين اين سه روش است. در حال حاضر براي تدوين و هماهنگي اين سه روش، يك روش عامي را طراحي كردند يعني گفتند اگر بخواهيم خروجي‌هاي اين سه روش هماهنگ باشد، بايد يك روش عام كه يك خاستگاه فلسفي دارد، طراحي كرد و مهمترين بحث دفتر در اين چند سال اخير توليد آن روش عام و مهمتر از آن، زير ساخت فلسفي مي‌باشد كه ما اسم اين را فلسفه شدن گذاشتيم. فلسفه شدن يعني فلسفه تغيير، فلسفه‌‌اي كه بر اساس آن فلسفه ما بتوانيم تغيير را به گونه‌اي تحليل كنيم كه مبتني بر آن تحليل فلسفي بعدها بتوانيم برنامه‌ريزي كنيم چون ما همه احكام حكومتي، علوم و مدلهاي اجرايي را براي اين منظور مي‌خواهيم كه تغييراتي در وضعيت موجود جامعه ايجاد كنيم. اما همين جا به سراغ فلسفه موجود حوزه رفتيم و ديديم در فلسفه موجود حوزه چنين ظرفيتي نيست. شايد فلسفه چرايي و چيستي باشد و بتواند عالم را توصيف و تحليل كند اما اين كه تغيير اين عالم به چه شكلي است، از موضوع فلسفه حوزه خارج است. لذا قريب به 8 سال روي اين مسئله كار كرديم و ابتدا اسم اين فلسفه را فلسفه ربط و تعلق گذاشتيم. سپس در يك سير تكاملي كار تحقيقاتي به فلسفه ولايت رسيديم نه ولايت به معناي همين ولايت فقيه بلكه به تعبيري كه عالم را به نام نظام فاعليت مي‌بيند و يك مبناي خاصي در همين فلسفه طراحي شد مثل اصالت فاعليت يا اصالت ولايت، اين فلسفه در فرهنگستان طراحي شد كه واقعاً كار جدي و قوي دفتر، طراحي چنين فلسفه‌اي بود و شما به تاريخ علوم كه نگاه كنيد مي‌بينيد چنين كاري كمتر صورت گرفته است ولي متأسفانه از سوي حوز‌ه‌ها كمتر به آن توجه مي‌شود.
o رسا ـ در حال حاضر چه كارهايي به انجام رسيده است؟
• جمالي ـ تبيين روش عام تمام شد و مبتني بر آن روش عام، سه روش طراحي شد، روش اصول احكام حكومتي، روش توليد معادلات كارشناسي يا توليد علوم و روش سوم طراحي نظام اجرايي كشور يا مدلهاي اجرايي كه اين سه روش در دستور كار دفتر قرار گرفت و بنيانهاي اساسي اين سه روش گذاشته شده است. به تعبير خود حاج آقا، ما بنيان (فونداسيون) نظام اسلامي را طراحي كرديم و اكنون بايد روي اين سه روش كار شود كه ببينيم در عمل چه مقدار پاسخگو مي‌باشد. در حال حاضر هم ادامه كار دفتر بعد از رحلت حاج آقا پيرامون تدوين همين سه روش مي‌باشد، يعني كار دفتر صرفاً آكادميك است و چنين نيست كه تأثيرش را در جامعه سريع ببينيم بلكه تأثيرش در دراز مدت مشخص مي‌شود.
منبع: رسا نيوز

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۳