نقش اجتماعي و سياسي حوزه‌هاي علميه

مرجعيت و حوزه علميه نجف در تحولات سياسي عراق، نقش تعيين كننده‌اي ايفا مي‌نمايد. با اين وجود ضعف اطلاع‌رساني و ارائه اخبار ضد و نقيض و غير موثق، موجب ابهام در فعاليتهاي روحانيون نزد افكار عمومي مي‌باشد.

حجت الاسلام حيدری از روحانيون عراقي است كه طي 14 سال حضور در ايران به تحصيل علوم ديني در حوزه علميه قم اشتغال داشته‌اند. وي اكنون سخنران پيش از خطبه‌هاي مسجد بُراثا در بغداد مي‌باشد.

o  در اوضاع كنوني عراق وضعيت حوزه علميه و علما و روحانيت در ميان مردم و قدرت نفوذشان تا چه حد است و تا در ابعاد مختلف سياسي و فرهنگي چه حد مي‌توانند محور حركت شيعيان عراق قرار گيرند؟
• حيدري ـ البته در زمان صدام، مسئله حوزه خيلي مهم بود ولي در واقع حوزه آن زمان حوزه در زندان بود. نجف مركز حوزه جهان تشيع بود كه پس از انقلاب بايد اعتراف كنم كه بلكه افتخار مي‌كنم اين مركزيت مراجع و رهبري حوزه‌ها‌ در قم مستقر شد. البته پيش از آن هم مراجع ما بيشتر ايراني هستند. در زمان صدام مراجع ديني و روحانيون نزد مردم قداست داشتند. وقتي طلبه‌اي از ناحيه بغداد و ديگر شهرها براي درس خواندن به نجف مي‌رفت كار خيلي خطرناك و خيلي سختي انجام مي‌داد و مشكلات امنيتي و سياسي و اجتماعي برايش پيش مي‌آمد. از اين رو آمدن به نجف براي تحصيل علوم ديني كار واقعاً شجاعانه‌اي بود و به همين خاطر طلبه و عالم نزد مردم مقدس بود. پس از سقوط صدام مشكلاتي پيدا شد، بعضي از طلاب سراغ رفاه و برخورداريهاي مادي رفتند، در اين وضعيت قداست روحانيت نزد مردم كاهش يافت. (البته قداست طلبه‌ها نه مراجع و علما) رفاه و برخورداري طلاب باعث شد مردم به ايشان بدبين شوند و بگويند اين اموال را از روشهاي نادرست بعد از سقوط صدام به دست آورده‌اند. اين وضعيت از جهتي خوب و از جهتي ديگر بد است، جهت خوبش آن است كه نبايد مردم فكر كنند چون فردي روحاني و طلبه است هر چه مي‌گويد بايد عمل كنند. مثلاً طلابي كه با انقلاب اسلامي مخالف بودند از ايران به نجف رفتند و عليه جمهوري اسلامي تبليغ كردند. حالا مردم نبايد به صرف اينكه طلبه هستند حرف آنها را دربست بپذيرند. از طرف ديگر تبعات سوئي هم پديد آمد. چون بايد قداست حوزه باقي بماند تا رهبري مردم به دست حوزه و مراجع و علما باشد. به جهت مشكلات امنيتي و فرهنگي در زمان صدام كتابهاي فلسفه، اخلاق، عقايد و تفسير در عراق نسبت به ايران خيلي كم بود، همچنين اطلاعات فرهنگي، عقيدتي و تفسيري طلبه‌ها پايين بود. فقط درسهاي اصول و منطق و فقه و عربي مي‌خواندند كه به درد تبليغ نمي‌خورد. به همين خاطر سطح انديشه ديني نزد طلبه‌هاي آنجا خيلي پايين است لذا تأثير حوزه از ناحيه طلبه‌ها، بر مردم كم است. قبلاً قداست بود و به محض پوشيدن لباس تأثير مي‌گذاشت ولي الآن چون قداست طلبه كم شده است. طلبه بايد زحمت بكشد با تبليغ و ارائه علم در مردم تأثير بگذارد. بطور مثال در زمان صدام مفاتيح‌الجنان و كتب ادعيه ممنوع بود فقط قرآن و رساله عمليه آزاد بود. هر كتاب فكري و عقيدتي ممنوع بود. به خاطر مشكلات سياسي و وجود اشغالگران و مشكلات دروني خود شيعيان بعد از سقوط صدام هنوز هم نشر نقل كتابهاي علماي قم مانند آقايان جوادي آملي و مصباح و امام ـ ره ـ پيش نيامده است.
o حوزه علميه قم به خاطر زمينه مساعدي كه پس از انقلاب پيش آمد در زمينه‌هاي مختلف فعاليتهايي را شروع كرد ‌و به مركزيت جهان تشيع تبديل شد. اكنون مي‌تواند فرصتي باشد كه بر غناي حوزه علميه نجف افزوده شود، و دوباره علوم تفسير و عرفان به نجف باز گردد. البته بسياري از اساتيد و علماي عرفان قم شاگرد علماي نجف بودند (مانند علامه قاضي ـ ره ـ)‌. چه راهكارهاي وجود دارد تا اين علوم كه زماني از نجف به قم منتقل شد، دوباره به نجف بازگردد و يك رابطه‌اي بين حوزه‌هاي قم و نجف ايجاد شود تا از يكديگر استفاده كنند؟
• حيدري ـ بازگشت برخي از علماي عراقي به جهت تهديدات سياسي مشكل است و طلبه‌هاي عراقي بايد به تدريس‌ كتب علماي قم بپردازند و البته مراقب باشند تشنج ايجاد نشود. مثلاً از ابتدا راجع به ولايت فقيه و كتب عرفاني بحث نكنند، به تدريج اين مباحث را وارد حوزه نجف كنند. مثلاً كتاب اصول عقايد آقاي مصباح در عراق تدريس شود و به عربي ترجمه شود تا جوانان در عراق كه خيلي به اين مسائل تشنه هستند با معارف و عقايد شيعي آشنا شوند. چون اين جوانان در جنگ با ايران و كويت شركت نكرده‌اند و دستشان آلوده به خون نشده، فطرتشان هنوز پاك است و به انقلاب اسلامي ايران علاقمندند خيلي از جوانان، از جمله دانشجويان، در عراق مقلد آقا (آيت الله خامنه‌اي) هستند و اين بسيار موجب خوشحالي است. اگر بعضي از اساتيد دروس عقيدتي را وارد حوزه نجف بكنند خيلي موثر است، چون اگر آگاهيهاي عقيدتي طلبه‌اي بالا رفت در مردم و جوانان تأثير مي‌گذارد. راه ديگر برگزاري اردوهاي كوتاه مدت براي جوانان و طلاب عراقي است تا به صورت دوره‌اي به ايران بيايند و مثلاً به مدت يك سال در فضاي حوزه قم بسر برند. اگر خود طلبه هم بيايد اينجا اخلاق، عرفان، سياست ناب و عقايد را بياموزد يك طلبه ناب مي‌شود و اين راهكار مؤثري است.
o استقبال جوانان عراقي اعم از حوزوي و دانشگاهي از انديشه امام خميني ـ ره ـ و انديشه‌هاي سياسي علماي قم مثل آيت الله مصباح و جوادي آملي چه گونه ارزيابي مي‌كنيد و آيا كتابهاي ايشان در ميان مردم عراق منتشر شده است؟
• حيدري ـ مركز جهاني اهل بيت ـ ع ـ و مديريت حوزه و دفتر آيت الله سيستاني كتابهاي زيادي را به عراق بردند و من خودم كتابهايي را براي دانشگاههاي آنجا جمع كردم. البته با فكر خودم كتابهاي شهيد مطهري، آيت الله خامنه‌اي، ‌مصباح يزدي و جوادي آملي را كه به زبان عربي ترجمه شده است براي ارسال به عراق جمع‌آوري كردم. استقبال جوانان از اين كتابها بسيار خوب است‌.
انديشه انقلاب اسلامي از طريقه ارائه محصولات فرهنگي تا چه حد براي جوانان و مردم عراق معرفي شده است؟
• حيدري ـ از راه كتاب عرضه شده ولي از راه تبليغ بسيار كم معرفي شده است. مبلغان عراقي كه از ايران به عراق رفتند متأسفانه عليه ايران سخن مي‌گويند. بعضي از آقايان جهت فقه و اصول قابل احترام هستند ولي با انديشه انقلابي حضرت امام ـ‌ ره ـ همسو نيستند. من وقتي ديدگاههاي آقاي خامنه‌اي و امام ـ ره ـ و افكارشان را بيان مي‌كنم، مراقب هستم كه احساس مخالف بودن آقاي خامنه‌اي با آقاي سيستاني به وجود نيايد. مثلاً من در يك سخنراني گفتم كه اگر كسي مي‌تواند، يك تعارض بين آقاي خامنه‌اي و سيستاني براي من ارائه كند. فكر امام را سيد حسن نصرالله براي ملتهاي عرب ترجمه كرده است.
o در عراق از موضع‌گيري‌هاي سيد حسن نصرالله استقبال مي‌كنند، اما هركسي به شيوه خودش و به نفع خودش آن را مصادره مي‌كند، چه بايد كرد كه از فكر ناب ايشان سوء استفاده نشود؟
• حيدري ـ البته اين طبيعي است چون در ايران هم رهبر سخنراني مي‌كند و هر روزنامه‌اي بخشي از آن را تيتر مي‌كند. به نظر من مردم خط سيد حسن نصرالله را مي‌دانند و ايشان روح حماسي دارد‌، مستدل و منطقي صحبت مي‌كند از انديشه نابي برخوردار است و در مسايل سياسي با تجربه است، لذا مورد توجه جوانان مي‌باشد. الآن مرد اول جهان عرب سيد حسن نصرالله است. امروز جوانان عراقي حالت حماسي دارند و در عراق فرصت بسيار خوبي است ولي چون از سوي مراجع تكليف جهاد ندارند اقدامي نمي‌كنند. البته گروهي به رهبري مقتدا صدر وارد مرحله نظامي شده‌اند.
o رابطه احزاب شيعي، كه در مسائل عراق درگير هستند و معمولاً نمايندگاني در مجلس و حكومت انتقالي دارند، با روحانيت و حوزه چگونه است؟
• حيدري ـ با توجه به اينكه آيت الله سيستاني به خاطر جايگاه مرجعيت، صاحب نفوذ در مردم مي‌باشند، حداقل در ظاهر خودشان را با ايشان هماهنگ مي‌نمايند، تا مقبوليت مردمي داشته باشند. آقاي عبدالعزيز حكيم در عمل به سخنگوي آقاي سيستاني در شوراي انتقالي تبديل شده‌است. سيد محمد بحرالعلوم هم كه در لندن بود، الآن با حوزه نسبتاً هماهنگي دارند ولي حزب‌الدعوه و دكتر جعفري ارتباطش خيلي كم است و با روحانيت هماهنگي نشان نمي‌دهند. در مجموع بيشتر آقايان از روي عقيده يا اجبار هماهنگ هستند‌ ، چون ديدند كه در موضوع قانون اساسي موقت‌، نظر آقاي سيستاني به نفع خودشان است.
oo رسا ـ اگر ما قبول كنيم عمليات نظامي هنوز براي شيعيان زود است پس در حال حاضر چه شكلي از مقاومت بايد پيگيري شود؟ آيا مجلس اعلا در صدد سازماندهي سياسي يا فرهنگي است؟
• حيدري ـ به نظرم الآن وقت فتواي جهاد نيست، چون وجود سني‌ها و بعثي‌ها و فعاليت سياسي آنها مانع وحدت ملي عراق مي‌شود. از جهت سياسي هم، اگر نگاه ‌كنيم، اكنون زمان جهاد نيست چون مردم از رژيم صدام خيلي خسته شده‌اند. البته ما بايد براي آينده مردم را آماده كنيم. قدري اتحاد لازم است تا بتوانيم جهاد را آغاز كنيم.
آيت الله حكيم هم بعد از سقوط صدام فرمودند كه‌: ما يك خط قرمز داريم الآن بايد مرجعيت به آمريكا فرصت بدهد تا معلوم شود آيا امريكا به شعارهاي خود عمل مي‌كند يا نه، اگر عمل نكردند جهاد و برخورد نظامي مي‌كنيم. آقاي حكيم و آيت الله سيستاني مي‌فرمودند كه الآن بايد فقط مبارزه سياسي بكنيم‌. تثبيت موقعيت سياسي شيعيان در ميان قوميتها مقدم بر جهاد نظامي با اشغالگران است.
بعضي سني‌ها مدعي مي‌باشند كه‌ اكثريت هستيم و شيعيان مي‌گويند ما اكثريت هستيم. نتايج انتخابات رياست‌ جمهوري آينده تكليف اين اختلافات را يكسره مي‌كند.

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸۳