آيت الله عبد الله خائفي ‌: امام عدم حضور قرآن را منشاء اختلافات مي‌دانستند

آيت الله عبدالله خائفي از شاگردان قديمي امام خميني ـ ره ـ است او در زمان حضور امام در ايران و در سخنراني تاريخي ايشان كه به قيام 15 خرداد منجر شد حضور داشت و همچنين پس از تبعيد امام به نجف اشرف در آنجا هم از محضر ايشان استفاده‌هاي بسياري برده است.
o با توجه به اينكه امام خميني ـ ره ـ هم در قم و هم در نجف از مباحث علمي لحظه‌اي غافل نمي‌شدند و در كنار مبارزات سياسي به فعاليتهاي علمي اشتغال داشتند، از شخصيت علمي ايشان بفرماييد:
• خائفي ـ به ياد دارم در يكي از بحثهاي فقهي (بيع)، يكي از فضلا كه پس از ارتحال آيت الله بروجردي ـ ره ـ، افتخار حضور درس حضرت امام ـ ره ـ را پيدا كرده بود، طبق معمول آقايان طلاب، به گفته حضرت امام در موضوع و مسئله خاصي، اشكال كرده و اصرار مي‌ورزيد كه گفته امام قابل تطبيق با فرعي كه شيخ اعظم مطرح كرده نيست و كاملاً مغايرت دارد. ولي از آنجايي كه حضرت امام از درايت و نبوغ خاصي برخوردار بودند با متانت و حوصله تمام، مستشكل را قانع ‌ساختند و بعد از اقناع طرف، دو جمله بسيار جالب و حساس فرمودند كه هنوز پس از گذشت بيش از سي سال از اين واقعه در گوشم طنين‌انداز است. يكي آنكه فرمودند: من در اين مسئله بيست سال فكر و تدبر و تعمق كرده‌ام و ديگر اينكه: من امروز مسئله‌اي را مي‌خواهم حل كنم كه شيخ نتوانست حل كند. يادآور مي‌شوم كه اين موضع‌گيري علمي در برابر ديگران تنها بيان واقع و حقيقت و اظهار قدرت علمي بوده و هيچ جنبه برتري‌جويي بر ديگران نداشته است.
o يكي از مباحث فقهي كه امام ـ ره ـ در مدت حضور در نجف اشرف به آن پرداختند بحث ولايت فقيه و حكومت اسلامي بوده است. در اين باره ضرورتي كه امام در طرح اين مسئله مي‌ديدند، توضيح بفرماييد.
• خائفي ـ يكي از موضوعات بسيار علمي و دقيق فقهي كه كاربرد صحيح و قانوني در حكومت و نظام جمهوري اسلامي دارد مبحث ولايت فقيه است كه به طور اجمال دركتاب بيع از آن بحث شده است و فقهاي عظام به تبعيت از شيخ انصاري به بحث در آن مي‌پردازند ولي حضرت امام ـ ره ـ بعد از سالها تدريس كتاب بيع در نجف اشرف اين موضوع را مورد بررسي و تحقيق و نقد قرار دادند. ايشان پس از قرار گرفتن بر فراز منبر و ذكر نام خدا و لعنت بر شيطان، اولين جمله‌اي كه ايراد فرمودند خطاب به آقايان طلاب اين بود كه شما مي‌خواهيد من هر روز براي شما كتاب بيع را مباحثه كنم در حالي كه همه احكام اسلام به جز يكي يا دو مسئله، در كتب فقهي دفن شده‌اند (اين عين جمله امام ـ ره ـ است) همچنين امام ـ ره ـ ضمن بحثهاي ولايت فقيه و نياز جامعه به آن هدف اسلام را در تشريع و تعيين قانون و احكام خمس و زكات تشكيل حكومت برشمردند و در اين زمينه گفتند كه اسلام در تمام شئون حياتي انسانها و جامعه بشري به طور كلي و عام داراي تشكيلات و نظام است و بايد به طور قطع ايمان داشته باشيم كه اسلام يعني حكومت و احكام اسلام قوانين آن حكومت است كه به منظور بسط عدالت و تأمين نيازهاي فردي و اجتماعي و فرهنگي و سياسي و اقتصادي، تشريع و تدوين شده است به طوري كه حافظ و ولي و مجري آن در زمان رسول الله ـ ص ـ و ائمه معصومين ـ ع ـ آن بزرگواران بودند و در زمان غيبت حفظ ولايت و رياست عام و عدم اهمال و رها نكردن جامعه بشري و توجه كردن به نيازهاي آن از ضروريات عقل به شمار مي‌آيد.
o امام ـ ره ـ با آن مقام علمي و اخلاقي كه داشتند چه برخوردي با علمايي كه با حركت ايشان مخالفت مي‌كردند، داشتند؟
• خائفي ـ در آغاز نهضت، حضرت امام ـ ره ـ سخنرانيهاي مهم و تاريخي و شجاعانه داشته و طلاب حوزه علميه قم به معظم له روي آوردند و چون ساير آقايان مراجع همچون امام ـ ره ـ، كارآيي حاد و تند نداشتند، سبب شد كه طلاب از مراجع كناره گرفتند اين امر، حضرت امام ـ ره ـ را بر آن داشت كه در اين رابطه سخني با طلاب داشته باشند. در يك خطابه مهم در مسجد اعظم فرمودند: من دست كوچك‌ترين طلبه را مي‌بوسم چه رسد به مراجع عظام، هر كسي كوچك‌ترين اهانت به مراجع عظام روا دارد از ولايت ائمه به دور است.
o از شجاعت و صلابت امام ـ‌ ره ـ به خصوص در مبارزه با طاغوت در ايران و عراق بفرماييد.
• خائفي ـ حضرت امام ـ ره ـ از هيچ قدرتي جز از قدرت خداوند ترس و خوف نداشتند و تصميماتشان و سخنرانيهاي حاد و تاريخي ايشان متهورانه بود، به ياد دارم در يكي از سخنرانيهاي مهم و تاريخي عليه ستمشاهي و انجمنهاي ايالتي و ولايتي كه در مسجد اعظم قم انجام شد، فرمودند: پيغمبر اكرم ـ ص ـ شصت و سه سال از عمر شريفشان گذشته بود. من هم شصت و سه سال دارم يعني ترس از مرگ ندارم و همين طور بعد از تبعيدشان به عراق، دولت ايران به دولت عراق فشار آورد، كه در نتيجه دولت عراق هم به امام ـ ره ـ فشار آورد كه يكي از اين سه راه را اختيار كنيد:

1. تجديد نظر در برنامه مبارزاتي، 2. سكوت، 3. خروج از عراق، و پس از اين بيت شريف امام ـ‌ ره ـ را محاصره مي‌كنند كه هفت يا ده روز ادامه داشت. پس از گذشت مدت مذكور نزد امام مي‌آيند تا جواب پيشنهادشان را دريافت كنند ولي غافل از آن كه امام ـ‌ ره ـ همچنان سرسختانه به راه خود ادامه مي‌دهند، پاسخ دندان‌شكني دريافت مي‌كنند. امام به آنان مي‌گويند: من هيچ ‌گونه تجديد نظري در برنامه خود نخواهم كرد. من فكرهاي خود را كرده‌ام. من نمي‌توانم از فرمان الاهي سر باز زنم. من مردمي هستم، بايد در ميان مردم باشم و دوشادوش آنها با دستگاه ظلم و ستم بجنگم، كه در اين جا پيشنهاد خروج از عراق داده مي‌شود. معظم له بلافاصله اظهار مي‌دارند: اين گذرنامه‌ام، خروجي بزنيد از عراق خارج مي‌شوم و براي من نجف موضوعيت ندارد آنچه كه براي من اهميت دارد حمايت از اسلام و كيان و ارزشهاي والاي آن است.
در اينجا بايد بگويم زائراني كه در آن مدت از ايران مي‌آمدند وقتي مي‌شنيدند خانه امام در محاصره است به هر ترتيبي كه بود خود را به بيت امام ـ ره ـ مي‌رساندند و من با چشم خودم ديدم كه جلوي چشمان مأموران، عتبه در خانه امام ـ ره ـ را مي‌بوسيدند.
o توصيه‌هاي امام ـ ره ـ به روحانيون و طلاب چه بود؟
•خائفي ـ امام از اختلافات و كشمكشهاي طلاب سخت رنج مي‌بردند و در هر فرصت ‌و مناسبتي آنان را نصيحت مي‌كردند. در يكي از جلسات ضمن توصيه طلاب به انجام وظايف شرعي وادار كرد فرمودند: «اين همه اختلاف براي آن است كه قرآن در ميان ما نيست» روزي ديگر، امام در يك خطابه مهم به روحانيون فرمودند: «شما بايد نمونه اخلاق اسلامي باشيد، شما بايد مردم را متوجه آخرت كنيد. كاري نكنيد كه مردم از دين كناره بگيرند و ديگر گوش به حرفهايتان ندهند و از شما فاصله بگيرند.
o رمز پيروزي امام ـ ره ـ و نفوذ ايشان در قلبها را در چه مي‌دانيد؟
•خائفي ـ حضرت امام ـ ره ـ هيچ چيز را براي خود نمي‌خواست و هيچ رتبه و نظام و رياست و زعامت براي خود قائل نبود و حيثيت و آبرويش را فداي اسلام كرده بود. در اين رابطه به خاطر دارم امام ـ ره ـ در يكي از سخنرانيهاي مهم و تاريخي خود در مسجد اعظم قم جمله بسيار جالب و حساسي داشتند كه اگر خميني زنده باشد و بيايند و دست او را ببوسند ولي احكام اسلام از بين برود، من اين دست را قطع مي‌كنم.
و همين طور به ياد دارم زماني كه امام ـ‌ ره ـ در نجف حضور داشتند عكسهاي ايشان رنگي در لبنان چاپ شد و به نجف اشرف آورده بودند. امام ـ ره ـ به محض برخورد با اين منظره فوراً دستور دادند: آنها را جمع‌آوري كنيد. در همين رابطه به دوستانش گفتند من سعي مي‌كنم مردم را به آخرت نزديك كنم آن وقت شما عكسهاي رنگي مرا چاپ مي‌كنيد! چون در آن هنگام اين عكسها خيلي هزينه‌ مي‌برد و ايشان راضي نبودند.

  
نویسنده : محمد سلمان ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۳